برخى گفتهاند : اين آيه از مشكلات و متشابهات قرآن است ، زيرا ظاهر آن خبر مىدهد كه مرد زناكار ازدواج نمىكند ، مگر با زن زناكارى همانند خود يا زن مشرك و نيز زن زناكار ازدواج نمىكند ، مگر با مردم زناكارى همانند خود و يا مشرك . با اينكه مرد زناكار گاهى با يك زن پاكدامن و باشرافت و زن زناكار با يك مرد پاكدامن و با شرافت ازدواج مىكند . بنابراين ، چگونه ظاهر اين آيه بر خلاف واقع آمده است ؟
از ديدگاه ما ، اين آيه از محكمات روشن است ؛ زيرا آيه نه از واقع خبر مىدهد ، تا گفته شود : اين آيه با واقع در تضاد است و نه حكم شرعى است كه ازدواج مرد زناكار را با يك زن پاك و مسلمان و ازدواج زن زناكار را با يك مرد مسلمان و پاك تحريم كند و اين دو را ملزم سازد كه هرگاه بخواهند ازدواج كنند . بايد مرد زناكار با زنى همانند خود و يا مشرك و نيز زن زناكار با مردى همانند خود و يا مشرك ازدواج كند . هرگز مراد آيه چنين نيست ، چرا كه ازدواج مرد مسلمان با زن مشرك حرام است ، هرچند عمل زنا پيشتر بر او ثابت شده باشد . همچنين ، ازدواج زن مسلمان با مرد مشرك حرام است ، هرچند زناى او از پيش ثابت شده باشد ، بلكه معناى ظاهر آيه - با قطع نظر از آنچه دربارهء سبب نزول آن گفته شده - آن است كه زنا از بدترين و زشتترين گناهان است و جز انسان زناكار و گناهكار آن را مرتكب نمىشود و هرگاه بخواهد ازدواج كند ، هيچكس خواستهء او را پاسخ نمىدهد ، مگر آن كسى كه در فسق و گناه همانند خود او باشد و تفاوت نمىكند كه اين شخص مرد باشد يا زن . به بيانى كوتاهتر آيه همانند آن است كه شما به گناهكار بگوييد : هيچكس اين جنايت تو را تأييد نمىكند ، مگر يك جنايتكار همانند خودت كه نه دين داشته باشد و نه وجدان . بنابراين ، آيه از واقع و يا از يك حكم شرعى خبر نمىدهد .
اين سخن خدا : « او مشركه . . . او مشرك » نشاندهنده آن است كه زنا به منزلهء شرك به خداست . خداوند از لحاظ حكم ، شرك ، كشتن نفس محترمه و زنا را يكسان دانسته ؛ زيرا فرموده است : « آنان كه با خداى يكتا خداى ديگر نمىگيرند و كسى را كه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 650
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٥٠