نه يك فرقهء دينى است ، نه يك هيأت سياسى و نه يك دولت حقيقى ، بلكه در واقع ، يك دشمن تازه براى اعراب و مسلمانان است . واقعيت اسرائيل همان استعمار صهيونيستى و يا صهيونيسم استعمارى است كه لباسهاى داوود را دربر مىكند ، لباسهايى كه بر روى آن نقشه هوسبازانه « از نيل تا فرات » كه در تورات ساختگى و تحريف شده ثبت است ، قرار دارد . تنها هدف اين گروه [ سرسپرده ] آن است كه به رهبرى ايالات متحده آمريكا ، موجوديت عربى - اسلامى را نابود كند و زير پوشش نام يهود منابع ثروت ملّتها را به يغما برد .
از اين بيان ، به دست مىآوريم كه قرآن كريم به هيچ روى به اسرائيل فعلى اشاره نكرده است و آياتى كه دربارهء بنى اسرائيل سخن گفته ، مقصودش ، همان دوازده سبط از نسل يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم عليه السّلام است كه در دوران موسى عليه السّلام و هارون بودهاند . اين گروه ( اسرائيل ) كه با زور اسلحهء استعمار و ثروتهاى صهيونيسم به سرزمين ما حمله كردند ، نه از نژاد اسرائيل بن اسحاقند و نه بر دين او و دين موسى عليه السّلام ، بلكه آفريدههاى جديد و شگفتانگيز و حيرتآورند كه در گذشته ، نمونهاى نداشتهاند ؛ زيرا اينان از نژادهاى گوناگونى تشكيل يافتهاند كه هيچ رابطهاى ميان آنها به چشم نمىخورد و از ميهن و يا زبان مشتركى برخوردار نمىباشند و به هيچ اصلى ، جز اصل مزدورى براى نيروهاى شرارت و استعمار اعتقاد ندارند .
بهعلاوه ، تفسير آيهء
« وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ » ،
به اين معنا كه خداوند حكم و مقدّر كرده است كه صهيونيستها از فلسطين طرد خواهند شد ، چه بخواهيم و چه نخواهيم ، ما را به سمت سهلانگارى و كنار گذاشتن عوامل طبيعى پيروزى مىكشاند ، عواملى كه خداوند آنها را در كتاب خودش و با زبان پيامبرش براى ما بيان كرده و يك بار با واژهء جهاد ، و يك بار با واژهء همكارى و بار ديگر با واژهء آماده كردن نيرو [ براى رويارويى با دشمن ] و نيز گاهى با واژهء نااميد نشدن و گاهى با واژههايى چون پايدارى و مقاومت و بخشيدن مال و اجازه دادن هرگونه فداكارى در راه دفاع از