دين و ميهن ، ما را بدان تشويق نموده است ، همانگونه كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و اصحاب او و نيز پيروان آنان انجام دادند و چنانكه در حال حاضر ، فدائيان انجام مىدهند .
وانگهى خداوند هرگز ، جنگ با اسرائيل و استعمار و صهيونيزم را از دوش ما برنمىدارد ، هرچند براى او نماز بخوانيم و به او اميدوار باشيم ؛ زيرا بهترين عبادت در نزد او فداكارى با تمام توان و نيرو بر ضد ستم و سركشى و تباهى و تجاوز است و اين ، در حالى است كه ما براى بيرون راندن دشمن از سرزمينمان ؛ قدرت كافى و لازم را داريم . ما اين قدرت را به وسيلهء تعداد جمعيّت ، دين ، ميراث و درآمدها و ثروتهايمان ، داريم و بايد روزى ، دير يا زود ، آنها را به كار گيريم ، زيرا حبّ باقى ماندن ، اين كار را بر ما واجب مىكند . بنابراين ، ما در برابر استعمار يكى از دو راه را در پيش داريم كه سومى ندارد ؛ يا مرگ و يا زندگى و هيچكس مرگ را بر زندگى ، بردگى را بر آزادگى و خوارى را بر بزرگوارى ترجيح نمىدهد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١