« يَا بْنَ أُمَّ »
به فتح خوانده شده ، بنابراينكه « أمّ » و « ابن » به منزلهء خمسة عشر است و نيز به كسر ميم خوانده شده ، بنابراينكه در اصل يابن أمّى بوده است . آنگاه يا حذف ، و ميم براى اينكه بر ياى محذوف دلالت كند كسره داده شده است .
« فَما خَطْبُكَ »
مبتدا و خبر . در البحر المحيط ، تأليف ابو حيّان اندلسى آمده است كه « لامساس » نفى به معناى نهى است ؛ يعنى لا تمسّني ؛ نزديك من مشو . بنابراين ، « لامساس » اسم فعل است . برخى گفتهاند . « مساس » مصدر ماسه است و « لا » براى نفى جنس و « مساس » اسم آن مىباشد و خبرش محذوف است ؛ يعنى لامساس بيننا .
تفسير
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي .
هنگامى كه موسى عليه السّلام بهطور رفت به برادرش هارون گفت : « در قوم من جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و به طريق مفسدان مرو » . « 1 » هارون برطبق فرمان موسى عليه السّلام ، راه صلاح در پيش گرفت و بنى اسرائيل را از سامرى و گوسالهاش بيم و هشدار داد و به آنان گفت : چه چيز اين گوساله شما را فريب داده است ، تا آنجا كه فريفتهء آن شديد و آفرينندهء آسمانها و زمين را رها كرده ، به سوى آن گرايش پيدا كرديد ! از من پيروى كنيد تا راه راست را به شما بنمايانم ؛ امّا پاسخ قومش چيزى جز اين سخن نبود :
قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى ؛
گفتند : ما همواره به پرستش او مىنشينيم تا موسى به نزد ما بازگردد و ببينيم كه نظر او در اينباره چيست . گويى اسرائيليان از موسى عليه السّلام انتظار داشتند كه وى هارون را در ممانعتش از پرستش گوساله سرزنش كند و آنان را در پرستش گوساله بدينسبب كه اين گوساله از طلا ساخته شده ، حقبهجانب بداند . آرى ، هركس كه مال را بر آيين و وجدانش برترى دهد و يا از
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 142 .