گمراهكنندهاى پيروى كند ، از زمرهء پيروان و گروه سامرى محسوب مىشود . خداوند بندگانش را در هردورهاى بهوسيلهء گوسالهاى آزمايش مىكند كه صدا دارد ، خواه اين گوساله از طلا باشد و خواه از بنى آدم و از اين طريق ، بندگان برگزيدهاش را از كسانى كه به دنبال هرصدايى مىروند جدا مىسازد .
قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا * أَلَّا تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي .
ظاهر اين سخن نوعى ملامت و سرزنش براى هارون است ، امّا در واقع ، سرزنش و توبيخ براى كسانى به شمار مىرود كه گوساله را پرستيدند ؛ زيرا موسى عليه السّلام مىدانست كه برادرش هارون ، در هيچ امرى با او مخالفت نكرده و نخواهد كرد و به كاملترين صورت ، تكليفش را انجام داده است ؛ زيرا هارون شريك او در نبوّت و عصمت است .
قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي .
تفسير اين آيه در آيهء 150 سورهء اعراف بيان شد .
إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي .
موسى عليه السّلام به هارون گفت : وقتى ديدى بنى اسرائيل با تو مخالفت و از سامرى پيروى مىكنند ، چرا آنان را رها نكردى و به من نپيوستى ؟ هارون پاسخ داد كه اگر من آنان را رها مىكردم ، امكان اين وجود داشت كه فتنهاى بهوقوع بپيوندد و ميان دستهء مؤمن و دستهاى كه بر اثر پرستش گوساله از دين خود برگشتهاند ، خونها ريخته شود و در اين صورت ، مسئله برعكس شود و تو بر اثر رها كردن آنان مرا سرزنش كنى و به من بگويى : چرا آنان را رها كردى كه چنين حادثهاى رخ دهد ! خلاصهء پاسخ هارون اين است : آنچه را حاضر مىبيند ، غايب نمىبيند .
موسى پاسخ برادرش را پذيرفت و گفت : « اى پروردگار من ! مرا و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خويش داخل كن كه تو مهربانترين مهربانانى » . « 1 » آنگاه موسى به سامرى رو كرد و گفت :
هامش
( 1 ) . همان ، آيهء 151 .