در سال 538 پيش از ميلاد ، پادشاه ايران سرزمين بابل را فتح و اسرائيليان را آزاد كرد .
بنابراين ، غلبهء اسرائيليان بر بابليان به واسطهء پادشاه ايران صورت گرفت . ابو حيّان اندلسى در تفسيرش المحيط مىگويد : پادشاهى با بابليان جنگيد . بختنّصر قبلا از بنى اسرائيل چهل هزار نفر را كشته و مقدارى از آنان را در بابل با حقارت باقى گذارده بود . هنگامى كه اين پادشاه با ساكنان بابل جنگيد و بر آنان غالب شد ، با يكى از زنان بنى اسرائيل ازدواج كرد . اين زن از وى خواست تا قوم او را به بيت المقدس بازگرداند و او هم اين كار را كرد . « 1 »
زمانى كه بنى اسرائيل به فلسطين بازگشتند ، خداوند آنان را به مال و فرزند مدد كرد و جمعيت آنها را افزايش داد ؛ لكن همينكه نيرومندى خود را بازيافتند ، بار ديگر به فساد و انحراف از دين بازگشتند . زكريا و يحيى را كشتند و قصد كشتن مسيح عليه السّلام را كردند .
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها .
به همين معناست آيهء 46 سورهء فصلت : « هركس كه كار شايسته كند به سود خود اوست و هركه بد كند به زيان اوست و پروردگار تو بر بندگان ستم روا نمىدارد » . و نيز آيهء 286 سورهء بقره : « نيكىهاى هر كس از آن خود اوست و بدىهايش از آن خود اوست » .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ .
پس از سپرى شدن فساد كردن نخست بنى اسرائيل و اوّلين مصيبت آنان ، نوبت دومين افساد ايشان فرارسيد و دومين مصيبت ، جايگزين نخستين مصيبت شد . ازاينرو ، خداوند گروهى را بر بنى اسرائيل مسلط كرد .
لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ .
آيه ، خطاب به بنى اسرائيل است و ضمير « يسوءوا » به كسانى برمىگردد كه برانگيخته شدند ، تا مصيبت را بر سر اسرائيليان فرود آورند . واژهء مساءة الوجوه كنايه از مصيبتزدگى و خوار ساختن آنان است ، زيرا اثر پديدههاى روانى ، خواه شادى باشد و خواه اندوه ، در چهره پديدار مىشود و از اين قبيل است آيهء 27
هامش
( 1 ) . اين ازدواج نشان مىدهد كه يهوديان از ديرزمان براى رسيدن به اهداف خود از زنان بهره مىجستهاند .