مسلط شدند و اين در حالى بود كه بيشتر ساكنان كنعانى آن را از بين برده و بازماندگانشان را به بردگى گرفته بودند . رفتار اسرائيليان با يوشع كاملا همانند رفتارشان با موسى عليه السّلام بود ؛ يعنى مخالفت و لجبازى . اين ، نخستين افساد آنان بود . امّا دومين افساد آنان ، برخى مىگويند : هنوز اتفاق نيفتاده و به زودى در آينده در فلسطين رخ خواهد داد و در اينباره سخن خواهيم گفت . برخى مىگويند : دومين افساد اسرائيليان هم بهوقوع پيوسته و مدت آن سپرى شده است و اين نظريه برتر است .
در هرحال ، قرآن كريم آشكارا مىگويد : بنى اسرائيل هرگاه حكومت كنند و مسلط شوند ، سركشى و ستم مىكنند و در زمين ، فساد و برترىجويى انجام مىدهند .
بنابراين ، اگر امروز دولت صهيونيست استعمارى در فلسطين شكم زنان باردار را مىشكافد ، جوانان را زندهبهگور مىكند ، به روى زندانيان آتش مىگشايد ، بمبهاى ناپالم را بر سر ساكنان غير نظامى مىريزد ، خانهها را بر سر ساكنانش خراب مىكند و دهانها را با پول و فشار مىبندد و آنگاه گريه و مظلومنمايى مىكند ، جاى هيچگونه شگفتى نيست . ما اين سخن را مىگوييم ، به رغم اينكه مىدانيم قرآن به هيچوجه آشكارا از اين گروه مزدورى كه خود را به هركس كه نيروهاى شرّ و استعمار را رهبرى كند مىفروشد ياد نكرده ، لكن اشارهاى بدان دارد ، زيرا گروه مزبور نام اسرائيل را با خود يدك مىكشند و ادّعا دارند كه فرزندان مسخشدهء اسرائيل [ يعقوب ] هستند .
فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما .
ضمير « أولاهما » به « مرّتين » ، يعنى دوبار فساد كردن بنى اسرائيل ، برمىگردد . « وعد » در اينجا به معناى موعود است ؛ يعنى هرگاه زمان موعود براى فساد كردن بنى اسرائيل در مرتبهء نخست فرارسد .
بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ .
خطاب در « عليكم » براى بنى اسرائيل است . « بعثنا » ، يعنى مسلط مىكنيم . در بهكار بردن واژهء عباد شرط نيست كه حتما افراد مؤمن باشند - آنگونه كه برخى چنين پنداشتهاند - بلكه ممكن است كافر باشند ، به