دليل سخن خداوند :
يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » اى دريغ بر اين بندگان . هيچ پيامبرى بر آنان مبعوث نشد مگر آنكه مسخرهاش كردند » .
« أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ؛
افرادى داراى شوكت و نيرو » ؛ و آنان عبارتند از : بابلىها به فرماندهى بختنّصر و يا پدر او سنحاريب كه يهوديان را كشتند و تورات را سوزاندند و نيز مردان ، زنان و كودكان زيادى را از آنان اسير كردند . اين واقعه در سال 586 پيش از ميلاد رخ داد و برخى گفتهاند : در سال 596 .
فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ .
در قرآن واژهء « جاسوا » تنها در اين آيه آمده است . واژهء جوس به معناى جستجوى چيز است با تلاش و رفتوآمد زياد : افراد نيرومند در ميان خانههاى يهود رفتوآمد مىكردند و يهوديان را جستجو مىكردند ، تا آنها را بكشند .
وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا .
وعده خداوند يقينا تحقق پيدا مىكند و هيچ خلافى در آن نيست .
خلاصه معناى مجموع اين آيه چنين است : هنگامى كه بنى اسرائيل در مرتبهء نخست فساد كردند ، خداوند گروهى نيرومند را بر آنان مسلط ساخت كه آنها را كشتند ، مردانشان را اسير و تبعيد كردند ، زنانشان را اسير ، ثروتهايشان را غارت و خانههايشان را ويران نمودند . از مفهوم اين آيه چنين برداشت مىكنيم كه واقعهء افساد نخست بنى اسرائيل و ضربه زدن به آنها از سوى خدا به وسيلهء گروهى نيرومند و سختكوش ، پيش از اسلام سپرى شده است .
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً .
آيه ، خطاب به بنى اسرائيل است و ضمير « عليهم » به بابليان برمىگردد . معناى آيه چنين است : بنى اسرائيل غلبه مىكنند و از اسارت و تحقير بابليان رها مىشوند . معروف است كه بنى اسرائيل با بابليان در سرزمينشان نجنگيدند و بر آنان پيروز نشدند ، بلكه
هامش
( 1 ) . يس ( 36 ) آيهء 30 .