چند سال از عمرت را در ميان ما نگذراندى ؟ » « 1 » موسى عليه السّلام بسان يك كودك يتيم در كاخ فرعون رشد كرد و آنگاه گريخت و از گياهان زمين مىخورد و بر اثر لاغرى و پراكندگى گوشتش ، سبزى گياه بر پوست شكمش انعكاسيافته ، ديده مىشد ، چنانكه على عليه السّلام آن را گفته است ، تا آنجا كه از خداوند لقمهاى را براى ادامهء زندگى از خدا مسئلت كرد : « پروردگارم ! من به آن نعمتى كه برايم مىفرستى نيازمندم » . « 2 » امام على عليه السّلام مىگويد : به خدا سوگند ، او جز لقمهء نانى كه آن را بخورد ، درخواست نكرده بود . خدا دعاى او را اجابت كرد و او نان را در نزد شعيب عليه السّلام يافت ، مشروط بر اينكه شبان گوسفندانش باشد . اين بود ، دنياى موسى بن عمران : در همان اوان تولدش او را در تابوت گذاشته و در دريا پرتاب كردند . آنگاه بسان يتيمى در خانهء فرعون رشد كرد . سپس با نااميدى گريخت و در بيابانها راه مىرفت و از گياهان زمين مىخورد و بالاخره چوپان گوسفندان شد .
آيا اين انسان ناتوان كه از دارايى دنيا ، چيزى در اختيار ندارد ، به سوى فرعون كه از قدرت و شوكت برخوردار است مىرود ، تا او را از گمراهى و ستمگرىاش بازدارد ؟
لكن موسى عليه السّلام با ناتوانى به نزد فرعون نرفت ، بلكه با عصايش به سوى او رفت كه آنچه را آنان به دروغ ساخته بودند ، بلعيد و نيز با يد بيضايش رفت كه به راستگويى و پاكىاش از هرتهمتى گواهى داد . موسى عليه السّلام بجز عصا و دست ، چيزهاى ديگرى را از خدا درخواست كرد كه خداوند آنها را هم به او داد و اين چيزها عبارتند از :
1 .
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي .
معروف است كه موسى عليه السّلام تندخو بود و از چيزى كه بدش مىآمد ، زود عصبانى و خشمگين مىشد و اين ، چيزى است كه قرآن بيان كرده و گفته است : هنگامى كه بنى اسرائيل ، گوسالهپرست شدند ، موسى عليه السّلام ريش و سر برادرش هارون را گرفت . به آن فرعون حمله كرد و او را كشت و نيز فرمان عبد صالح
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 18 .
( 2 ) . قصص ( 28 ) آيهء 24 .