تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
را مخالفت كرد ، با اين‌كه به او گفته بود : مرا شكيبا خواهى يافت و من فرمانت را مخالفت نمىكنم . . . بىترديد ، مصيبت‌ها و رنج‌هايى كه موسى عليه السّلام در زندگىاش تحمل كرد ، اثر زيادى در اين بىحوصلگى و زود خشمگين شدن وى داشت . از آن‌جا كه رسالت به شكيبايى در برابر مشكلات و رنج‌ها نياز دارد ، او از خداوند تقاضا كرد كه دلش را استوار و سينه‌اش را گشاده گرداند . 2 .
وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي .
خداوندا ! براى انجام تكليفى كه بر دوشم گذاشته‌اى ، مرا توفيق بده و كمك كن ؛ زيرا هرچه هم عوامل كار نيك براى شخص مهيا باشد ، او نمىتواند اين كار را انجام دهد ، مگر با توفيق و كمك خداوند . 3 .
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي * يَفْقَهُوا قَوْلِي .
وقتى ما اين آيه را با آيهء 34 سورهء قصص : « و برادرم هارون به زبان ، از من فصيح‌تر است » و نيز با آيهء 52 سورهء زخرف : « . . . كه درست سخن گفتن نتواند » ، گردآوريم ، اين سه آيه ، گواهى راستين بر درستى اين ديدگاه است كه مىگويد : زبان موسى عليه السّلام لكنت داشته است ، خواه اين لكنت مادرزادى باشد و خواه بر اثر فروكردن اخگر در داخل دهانش در هنگامى كه كودك بود ، يعنى در وقتى كه فرعون خواست او را بيازمايد كه آيا مىتواند ميان خرما و اخگر فرق بگذارد يا خير . لكن اين موضوع را تنها خداوند مىداند . خوب است بدين نكته اشاره كنيم كه اين آيه نشان مىدهد خوش‌زبانى و رسا بودن بيان از بزرگ‌ترين ويژگىها و نعمت‌هاى بزرگ خداوند بر انسان است و خداوند به خاطر اين نعمت بر انسان منت نهاده و فرموده است : « او انسان را آفريد و بيان را به او آموخت » . « 1 » امام على عليه السّلام مىگويد : « اگر زبان نباشد ، انسان جز چارپايى بىزبان و يا مجسمه‌اى بيش نيست » . 4 .
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً * وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً * إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً .
در مجمع البيان
هامش
( 1 ) . رحمن ( 55 ) آيه‌هاى 3 - 4 .