درازا مىكشاند ، آن هم تنها بدينسبب كه از سخن گفتن با او شادمان مىشود . از اين قبيل است سخن [ شاعر معروف ] متنبّى :
بسيارى از پرسشها ، نوعى اشتياق است * و بسيارى از پاسخها ، بهانهاى براى صحبت كردن
قالَ أَلْقِها يا مُوسى * فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى * قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى .
چنانكه آيهء دهم از سورهء نمل نشان مىدهد ، موسى عليه السّلام از اين منظرهء وحشتناك ترسيد و به عقب برگشت : « . . . چون ديدش كه همانند مارى مىجنبد ، گريزان بازگشت و به عقب ننگريست . اى موسى ! مترس . پيامبران نبايد كه در نزد من بترسند » ؛ يعنى پيامبران نبايد از فرمانى كه من به آنان دادم بترسند ؛ زيرا مىدانند كه من جز به نيكى فرمان نمىدهم و جز از بدى نهى نمىكنم . موسى عليه السّلام همينكه دستش را روى آن مار گذارد ، به صورت نخست خود ، يعنى عصا برگشت .
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى * لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى .
در اين آيه ، خدا مىگويد :
« وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ » .
درحالىكه در آيهء دوازدهم از سورهء نمل مىگويد :
« وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ » .
بنابراين ، آنگونه كه در كتابهاى لغت آمده ، مراد از جناح ، جيب ، پيراهن و يا يقهء آن است .
« مِنْ غَيْرِ سُوءٍ »
؛ يعنى بدون عيب . رنگ پوست دست موسى عليه السّلام گندمگون بود ؛ زيرا او خود به همين رنگ بود . زمانى كه وى دستش را در جيبش داخل كرد و آن را بيرون آورد ، نورى همچون نور خورشيد از آن درخشيد . نظير اين سخن در آيهء 107 ، سورهء اعراف ، جلد سوم ، بيان شد .
اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى .
خداوند به موسى عليه السّلام دستور داد كه فرعون را از ستمگرى و سركشى بازدارد ، فرعونى كه صاحب قدرت و نيروست و مىگويد : من پروردگار بلند مرتبهء شما هستم و جز خودم ، خدايى را براى شما سراغ ندارم .
فرعونى كه به موسى عليه السّلام گفت : « آيا در هنگام كودكى نزد خود پرورشت نداديم و تو