تفسير
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى .
خداوند از موسى عليه السّلام مىپرسد كه از آنچه در دست اوست خبر دهد ، درحالىكه او نسبت به آن چيز از موسى عليه السّلام داناتر است . بنابراين ، در اين پرسش رازى نهفته است . آرى ، راز بزرگى است كه در اين عصا نهفته است و خداوند مىخواهد آن را براى موسى عليه السّلام آشكار سازد . اين راز ، همان مبدل شدن عصا به اژدهاست . نطفهء انسان ويژگىهاى انسان را دارد ، تخممرغ ويژگىهاى مرغ را دارد و بذر ويژگىهاى گياه را دارد ، امّا اين چوب خشك ، چيزى از ويژگىهاى اژدها را ندارد و باوجوداين ، بدان تبديل مىشود و همين راز معجزه است و با اين بيان تفسير سخن خدا را به دست مىآوريم كه مىگويد : « زنده را از مرده بيرون مىآورد » . « 1 »
رازى مىگويد : اگر كسى بخواهد چيز با عظمت را از چيز پست بيرون آورد ، نخست آن را بر حاضران عرضه مىكند و به آنان مىگويد : اين چيست ؟ آنها مىگويند :
چنان است . در اين هنگام ، وى از اين چيز پست ، آن چيز با عظمت را بيرون مىآورد .
خدا نيز با موسى عليه السّلام چنين رفتار كرده است ؛ زيرا از موسى عليه السّلام دربارهء عصا مىپرسد .
وقتى كه وى اعتراف مىكند كه آن يك چوب خشك است ، خداوند اين عصا را به مار تبديل مىكند . آنگاه موسى عليه السّلام با عصايش به دريا مىزند ، دريا شكافته مىشود و به سنگ مىزند ، از آن چشمهها روان مىگردد .
شگفتآور است كه مراغى همين عبارت رازى را نقل مىكند ، بدون اينكه به منبع آن اشاره كند ، چنانكه عادت او در تفسيرش از ابتداى آن تا اين آيه همينطور است [ - مأخذ را ذكر نمىكند ] . تصور من آن است كه او در آيات بعدى نيز همين كار را انجام مىدهد و همانند اوست نظام الدّين نيشابورى در تفسيرش به نام غرائب القرآن و رغائب الفرقان .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 95 .