تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
از او آفريد و روحى است كه در تمام موجودات اعم از علوى و سفلى جريان دارد : « و اگر علم غيب مىداشتم بر خير خود بسى مىافزودم و هيچ شرى به من نمىرسيد . من كسى جز بيم‌دهنده و مژده‌دهنده‌اى براى مؤمنان نيستم » . « 1 » حقيقت نبوت همين است ؛ يعنى بيم دادن و مژده دادن . هرگاه مژده‌دهنده و بيم‌دهنده‌اى پيدا شود و همراه او پشتيبان و كمك‌دهنده‌اى نيز باشد ، ارشاد وى رساتر و براى رسيدن به هدفش موفق‌تر خواهد بود . ازاين‌رو ، موسى عليه السّلام از پروردگارش مىخواهد كه پشت او را به‌وسيلهء برادرش محكم كند . بدين‌مناسبت ، سخن ويل دورانت را كه در دائرة المعارف تاريخىاش به نام تاريخ تمدن در جهان دربارهء محمّد صلّى اللّه عليه و إله گفته است يادآور مىشويم : « خانه‌هايى كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله در آن اقامت داشت ، همگى از خشت ساخته شده بودند و وسعت آنها از دوازده گام و ارتفاع آنها از هشت گام فراتر نمىرفت . سقف اين خانه‌ها از شاخه‌هاى درخت خرما و درهاى آنها از موى بز و يا پشم شتر بود . امّا فرش‌هاى آن ، تشكى بود كه بر زمين فرش مىشد و بالشى از ليف . او كفش خود را مىدوخت ، لباسش را وصله مىزد ، به آتش فوت مىكرد ، صحن خانه را جارو مىزد ، بز را مىدوشيد ، خوراكىاش را از بازار مىخريد ، با دستش مىخورد و انگشتانش را ليس مىزد . غذاى اصلىاش عبارت بود از : خرما و نان جو . لذيذترين غذاى او در برخى از اوقات ، شير و عسل زنبور بود » .

على و هارون

جريان موسى عليه السّلام عينا براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله اتفاق افتاد . سيوطى در الدّر المنثور در تفسير سخن خداوند :
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » ،
مىگويد : « ابن مردويه ، خطيب و ابن عساكر روايت كرده‌اند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گفت : من آنچه را كه برادرم موسى از تو
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 187 .