تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى .
ما علم معانى و بيان را از روى كتاب مطوّل تفتازانى خوانديم . وقتى به باب ايجاز و اطناب و مساوات رسيديم ، ملاحظه كرديم كه صاحب مطوّل براى اطناب فوايدى را يادآور شده است كه برخى از آنها عبارتند از : روشنگرى ، تأكيد به وسيلهء تكرار و لذت بردن از دانش . آن‌گاه استاد ماجرايى نقل كرد دربارهء سخن گفتن با دوست و آن را از برخى از ثقات نقل كرد . خلاصهء ماجرا از اين قرار است : راوى ، محمّد صلّى اللّه عليه و إله و موسى بن عمران را در خواب مىبيند و مىشنود كه موسى عليه السّلام محمّد صلّى اللّه عليه و إله را سرزنش مىكند و به او مىگويد : از جمله سخنان تو اين است كه گفتى : علماى امت من همانند انبياى بنى اسرائيلند . آيا مقام ما در نزد تو اى ابو القاسم ! همين است كه همچون علماى امت تو مىباشيم ؟ حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله خواست اين موضوع را به‌طور آشكار براى او ثابت كند . ازاين‌رو ، به موسى عليه السّلام گفت : هم‌اكنون تو را به ديدار يكى از علماى امتم مىبرم ، تا وى را بيازمايى و درستى گفتارم را ببينى . موسى عليه السّلام گفت : بسيار خوب . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله او را به ديدار عالمى كه به مقدس اردبيلى معروف است ، برد . موسى عليه السّلام به او گفت : نامت چيست ؟ او گفت : من احمد هستم ، نام پدرم محمّد و شهر من اردبيل است . در نجف درس خواندم و استادم شهيد ثانى مىباشد . موسى عليه السّلام به او گفت : چرا اين‌قدر پاسخ دراز دادى ؟ درحالىكه من از نامت پرسيدم و تو هم نام خودت را گفتى ، هم نام پدرت و هم نام استاد و شهرت را . مقدس اردبيلى در پاسخ موسى عليه السّلام گفت : خداوند از تو پرسيد : در دست راستت چيست ؟ تو در پاسخ گفتى : « اين عصاى من است . بر آن تكيه مىكنم و براى گوسفندانم با آن برگ مىريزم . و مرا با آن كارهاى ديگر است » ، درحالىكه اگر مىگفتى : « اين عصاى من است » و سكوت اختيار مىكردى ، كافى بود . در اين هنگام ، موسى عليه السّلام به محمّد صلّى اللّه عليه و إله رو كرد و با كمال معذرت‌خواهى گفت : تو به آنچه گفتى داناترى . استاد ما بر اين روايت افزود و گفت : انسان اين‌چنين ، سخن گفتن با دوست را به