آمده است : هارون برادر تنى موسى عليه السّلام و سه سال از وى بزرگتر بوده است و نيز از لحاظ قد ، بلندتر ، از لحاظ اندام ، زيباتر و فربهتر و از لحاظ بيان ، فصيحتر بود و بر اثر برخوردارى هارون از اين ويژگىها موسى عليه السّلام از خداوند تقاضا كرد كه او را در نبوت ، شريك او قرار دهد . صاحب مجمع البيان مىافزايد : او سه سال پيش از برادرش موسى عليه السّلام وفات يافت .
حقيقت نبوت
در هرحال ، صاحب رسالت [ - پيامبر ] به هميارى كسى كه نسبت به اين رسالت اخلاص مىورزد و در راه آن فداكارى مىكند نيازمند است ؛ زيرا حقيقت نبوت صرفا خبرى است از سوى خداوند كه اين خبر را كسى نقل مىكند كه دروغ و خطا در حق او محال است . نبوت يك نيروى اجرايى نيست كه به چيز بگويد : موجود شو و آن چيز موجود شود ؛ زيرا پيامبر ، بشرى است كه نه توان سود رساندن به خودش را دارد و نه توان زيان رساندن را . او براى اجراى اهداف خود ، همان ابزارى را بهكار مىبرد كه مؤمن و كافر آن را بهكار مىبرند و تنها امتياز او آن است كه وى از سوى خدا خبر مىدهد و نيز به والاترين مرحلهء انسانيت دستيافته و از بزرگترين ويژگىهاى آن برخوردار شده است ، لكن برخوردارى از ويژگىهاى بزرگ موجب نمىشود كه او از عوامل عادى و سنتهاى طبيعى بىنياز گردد . . . . ابدا چنين نيست ؛ زيرا در اصل « نيازمند بودن به علل و عوامل » هيچگونه تفاوتى ميان پيامبران و ديگران وجود ندارد .
براى نمونه ، هرگاه پيامبر بيمار شود ، به معالجه نياز دارد ، چنانكه كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان ندارد ، بدان نياز دارد . نيز پيامبر همانند هرانسانى به نيروى بازدارنده [ نيروى دفاع ] نيازمند است ، بههمين دليل تمام پيامبران مورد آزار قرار گرفتند و بيشتر آنان به قتل رسيدند . با اين بيان ، افراطگرايى كسى روشن مىشود كه دربارهء پيامبر اسلام مىگويد : حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله حقيقتى است كه خداوند ، هستى را