در آن تجلّى كرده و در فضاى آن ، صداى جلال و كمال طنين افكنده است . موسى عليه السّلام تنها نورى را ديد و صدايى را شنيد و بس . امام على عليه السّلام مىگويد : خداوند از طريق حواس درك نمىشود و با مردم مقايسه نمىگردد . . . خدايى كه با موسى عليه السّلام سخن گفت و نشانههاى عظمت خود را بدون اعضا و ابزار به او نماياند .
وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى .
خداى سبحان جز پاكان و كسانى را كه امين اويند براى وحىاش انتخاب نمىكند . نظير اين سخن در آيهء 143 سورهء اعراف ، جلد سوم ، بيان شد . آنگاه خداوند بيان مىدارد كه دينى را كه به موسى عليه السّلام وحى كرد ، بر سه پايه استوار است : اوّل ، يگانگى خداوند :
إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا ؛
« خداى يكتا من هستم و هيچ خدايى جز من نيست » . دوم ، اخلاص در عبادت خداوند :
فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي .
سوم ، باور داشتن قيامت :
إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى .
مراد از
« أَكادُ أُخْفِيها »
آن است كه من آن را پنهان مىدارم و معناى اين جمله چنين است : خداوند روز قيامت را از بندگانش پنهان داشت ، تا آنان در هر زمانى انتظار آن را بكشند و در نتيجه ، از آن بترسند و برايش كار كنند و آنگاه سزاى عملشان را دريافت نمايند كه به هيچروى در حق آنان ستم نخواهد شد .
فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى .
ضمير « عنها » به « السّاعة » برمىگردد ؛ زيرا نزديكتر از « الصلاة » است و نيز رواست كه به هردو برگردد و معناى آيه چنين است : اى موسى ! تو بايد به روز قيامت و حسابرسى و كيفر كردار ايمان بياورى و براى اين روز كار كنى و از هوسهاى كافران پيروى مكن كه همانند آنها به هلاكت مىرسى . قبلا گفتيم كه شخص عالىرتبه به پايينتر از خود ، هرگونه كه بخواهد ، مىتواند دستور دهد ، حتى اگر فرد مورد خطاب نهى ، معصوم باشد . به علاوه ، نهى از چيزى بدينمعنا نيست كه فرد مورد خطاب نهى ، آن را انجام داده باشد .