تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
پرتاب كردن آن به داخل دريا ، كشته شدن يك فرعونى به دست او ، بيرون رفتن او از شهر با حالت بيم و هراس و ديگر رويدادها . برخى از مفسران مىگويند : « خداوند داستان موسى عليه السّلام با فرعون را بدين‌سبب تكرار كرده است كه حكايت موسى عليه السّلام از آغاز بسته شدن نطفه تا پايان زندگى ، همگى اندرز ، عبرت ، بيم دادن ، مژده دادن و دلدارى پيامبر و مؤمنان است . در اين داستان آياتى است كه نشان‌دهندهء علم ، قدرت و حكمت خداوند است و نيز نشان مىدهد كه موسى از جانب قومش كه از تمام امت‌ها نادان‌ترند ، چه رنج‌هايى را تحمل كرده است » . داستان زندگى موسى عليه السّلام در دنيا از اين قرار است : او در همان وقتى كه تازه به دنيا آمده بود ، در ميان تابوت [ صندوقچه ] گذارده و به دريا پرتاب مىشود . آن‌گاه در حالت يتيمى ، در خانهء فرعون رشد مىكند . سپس با نااميدى مىگريزد و [ از شدت گرسنگى ] در بيابان‌ها به خوردن گياهان مىپردازد . آن‌گاه چوپان گوسفندان مىشود و سپس به مقام پيامبرى مىرسد ، پيامبرى كه سخت‌ترين آزارها و رنج‌ها را از قومش مىبيند . بنابراين ، مادام كه تمام زندگى موسى عليه السّلام و داستان او مالامال از پند و اندرزهاست ، شگفتى ندارد كه ياد و خبر او چند بار در كتاب خدا تكرار شود . آياتى كه ما در صدد تفسير آنها هستيم ، دربارهء آغاز نزول وحى بر موسى عليه السّلام و سخن گفتن خداوند با او ، سخن مىگويند .
وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى .
اين جمله نظير اين سخن است : آيا چنين و يا چنان به تو رسيده است ؟ هدف از اين سخن آن است كه شنونده به خبر گوش فرادهد و اين خبر عبارت است از : نخستين نزول وحى به موسى عليه السّلام :
إِذْ رَأى ناراً فَقالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً .
در آيهء چهاردهم و داستان‌هايى كه پس از آن آمده‌اند ، خداوند يادآور مىشود كه وقتى موسى عليه السّلام به سنّ بلوغ رسيد ، دو مرد را ديد كه با يكديگر زدوخورد مىكردند : يكى از اين دو تن فرعونى و ديگرى اسرائيلى بود . مرد اسرائيلى از