واژگان
آنست : ديدم .
القبس : شعلهء آتش كه بر نوك چوب قرار داشته باشد .
الوادى : دامنهء كوه و نيز به بستر جريان آب گفته مىشود .
طوى : نام آن وادى .
تردى : هلاك مىشوى .
اعراب
« إذ » ظرف است و متعلق به
« حَدِيثُ مُوسى »
مىباشد . در « نودى » ضمير مستترى است كه به « موسى » برمىگردد و نايب فاعل مىباشد . « أنا » تأكيد است . « طوى » بدل از « الوادى » است . « لذكرى » متعلق به « أقم » مىباشد . « لتجزى » متعلق به « آتيه » است .
« فتردى » منصوب است به فتحهء مقدره ؛ زيرا در جواب نهى قرار گرفته است .
[ تفسير ]
تكرار داستان موسى عليه السّلام
خداوند در كتابش چندين بار از موسى عليه السّلام ياد كرده است . راز اين تكرار - چنانكه در هنگام تفسير آيات قرآن كريم ، ملاحظه كرديم - آن است كه خداوند جنايتهاى زياد قوم او بنى اسرائيل را بيان كرده ، درحالىكه موسى عليه السّلام آنان را از ارتكاب اين جنايتها نهى مىكرده و در اينباره به آنها هشدار مىداده است . بنابراين ، ياد كردن از بنى اسرائيل ، ايجاب مىكند كه از موسى عليه السّلام هم ياد شود . به علاوه ، رويدادهاى ديگرى هم اتفاق افتادند كه موسى عليه السّلام در آنها نقش ايفا كرد . اين رويدادها عبارتند از :
داستان او با شعيب و فرعون ، همراهى او با عبد صالح كه كشتى را سوراخ كرد ، آن پسر را كشت و ديوار را راست كرد ، قرار دادن او - در اوان كودكى - در ميان تابوت و