درسى كه ما بايد از اين بگيريم آن است كه با خود راستگو باشيم و خود را به ويژگىهايى كه در ما وجود ندارند توصيف نكنيم و خود را با سخنان دروغ فريب ندهيم . نيز هرگاه احساس خودخواهى و بزرگى مىكنيم ، پيش از آنكه خدا و مردم از ما بازپرسى كنند ، خود بايد از خودمان بازپرسى كنيم . همچنين نبايد موضعى اتخاذ كنيم كه در آن به ديدگاهها و نظرگاههاى خود ، چنگ بزنيم و آن را آنچنان مقدس بدانيم كه ترديد دربارهاش امكانپذير نباشد . درحالىكه ممكن است همگان خطا كنند ، بلكه بايد خطا كنند . شگفتآور است كه كسانى كه ديدگاههاى خود را مقدس مىدانند ، اصل مزبور را قبول دارند ، لكن پيامد حتمى آن را انكار مىكنند .
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ .
« أولئك » اشاره است به كسانى كه كارهايشان بر زيانشان مىباشد و همچنين سياق آيه نشان مىدهد كه مراد از
« الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ »
كسانىاند كه تلاش آنان در دنيا تباه مىشود ، خواه به روز قيامت ايمان داشته باشند و يا كافر باشند . بنابراين ، از ديدگاه خداوند ، ايمان و عمل با هم معيار است و نه صرف ايمان ، زيرا كرامت و بزرگوارى در پيشگاه خداوند ، تنها از آن كسى است كه پرهيزكار باشد .
ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً .
آنان بهخدا كافر شدند و حق و پيروانش را ريشخند كردند . آرى ، پايان تبهكارى و گمراهى همين است و پايان كار هرگمراه و فاسد ، آتش دوزخ مىباشد .