حتمى جنگ ميان حق و باطل و نيكى و بدى است .
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ .
مراد از « عبادى » در اينجا ، آفريدگانى است كه مشركان آنها را ياران خود گرفته بودند ، نه خدا را . در اين سخن چيزى حذف شده و تقدير چنين است : أ فحسب هؤلاء إنّا غافلون عنهم ؟ : آيا اين گروه پنداشتهاند كه ما از آنان بىخبريم ؟ ابدا چنين نيست .
إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا .
ما ، در جهنّم جايگاهى را برايشان آماده كرديم كه شايستهء آنان است . اين جمله كاملا همانند سخن توست كه به كسى كه مىخواهى تحقيرش كنى مىگويى : آيا گمان مىكنى كه من نمىتوانم كارى در حق تو انجام دهم ، چگونه ؟ درحالىكه تو براى من همانند اين كفش مىباشى ؟
ارزش انسان
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً .
معناى اين آيه چنين خلاصه مىشود : آنكه معاملهاش از همهء مردم زيانبارتر و تلاش او از همه بىحاصلتر مىباشد ، عبارت است از : جاهل مركّبى كه جهل خود را دانش ، بدى خود را خوبى و گناه خود را نيكى مىداند . ترديدى نيست كه اين شخص در دنيا نااميد و زيانكار است ؛ زيرا او بر خلاف ماهيت واقعى خود زندگى مىكند و در آخرت نيز همينطور است ؛ زيرا او در فرداى قيامت با كولهبارى از نادانى و خودخواهى و كارهاى زشت با خدا ديدار مىكند .
اين آيه نشان مىدهد كه ارزش انسان نه با نگرش او دربارهء خودش سنجيده مىشود ، زيرا نفس دشمن است و دشمن نمىتواند قاضى باشد و نه با نگرش مردم دربارهء او ، زيرا آنان در عمل ، افراد را ستايش مىكنند ، هرچند در قلب خود ، آنان را شايستهء اين ستايش نمىدانند . بلكه تنها از طريق ارزشها و اصول قرآنى مىتوان ارزش انسان را سنجيد و نيز از طريق تعاليم و احكام آن ، از طريق راستگويى ، عدالت ،