تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
يارى كردن حق و طرفدارى آن و فداكارى با جان و مال در راه حق . قرآن كريم پر از اين‌گونه تعاليم است ؛ نظير اين سخنان خداوند : « با راستگويان باشيد . . . . به عدالت فرمانروا باشيد . ياران خدا باشيد . . . . الهى باشيد . با جان و مال خود جهاد كنيد » . نيز اين سخن خداوند كه ما را از هرگواهى بىنياز مىكند : « گرامىترين شما در نزد خدا باتقواترين شماست » . پرسش : شخص خطاكار ، خودش را درستكار مىداند و اين‌كه در عالم واقع ، كار خوبى انجام داده است . آيا باوجوداين ، شايسته است كه وى از زمرهء كسانى باشند كه عملشان بر زيانشان است ، با توجه به اين‌كه غير از معصومين عليهم السّلام كسى معصوم نيست ؟ پاسخ : خطاكار بر دو نوع است : 1 . پس از جستجو و تحقيق خطا مىكند ، چنان‌كه كارشناسان مىكنند ، به قسمى كه نتيجه همان چيزى است كه يك دانشمند پرتلاش ، پس از نهايت تحقيق و تلاش مىباشد . بىترديد ، اين خطاكار از زمرهء كسانى نيست كه تلاش آنان در زندگى تباه مىشود و خطاى او هيچ ايرادى ندارد ، بلكه وى به سبب تلاشى كه انجام داده ، مأجور است - چنان‌كه در حديث آمده - مشروط به اين‌كه تصميم داشته باشد هرگاه حكم درست را كشف كند ، از نظرگاه قبلىاش دست بردارد . 2 . خطا مىكند به اين سبب كه پيش از تحقيق و جستجو صرفا از طريق حدس و توهم ، يقين حاصل و حكم صادر مىكند ، زيرا از اصول تحقيق و ملاحظات علمى آگاهى ندارد ، يا آگاهى دارد امّا آن را به‌كار نمىبرد و يا به‌طور ناقص آن را به‌كار مىبرد . بنابراين ، وى پيش از آن‌كه تمام ملاحظات علمى را تكميل كند ، حكم صادر مىكند . اين نوع خطاكار از زمرهء كسانى است كه كارهايش به زيان او مىباشد و در اين ترديدى وجود ندارد ، زيرا خداوند به انسان‌ها دستور داده كه بينديشند و درنگ كنند و از شتاب‌زدگى و سخن بدون آگاهى خوددارى نمايند .