و اثرى از تو و دارايىات بر جاى نماند ؟
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها .
كشتزار از بين رفت و درختان از هرسو بر زمين افتادند و آبها تا آخرين قطره بر زمين فرورفت و زمين آنچنان لغزنده و صاف گرديد كه قدم بر روى آن ثابت نمىماند ، گويى چيزى بر آن نبوده است . نيازمندى ، جاى بىنيازى ، سختى جاى آسايش و خوارى جاى تكبّر و خودخواهى را گرفت . آرى ، اين است ثمرهء كفر ، فساد ، و ستم و حتّى ثمرهء بىخبرى و خودخواهى ، يعنى تأسف خوردن و پشيمانى به خاطر آن تلاشها و ثروتها و سستى و سهلانگارى .
وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً .
گويى آن شخص كافر با اين سخن خود مىخواهد ، بارى ديگر به همان حالت زيبا و پرميوهء خود برگردد ، لكن هيهات كه چنين شود : « ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا بههنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است ، براى او سودى نخواهد داشت » . « 1 »
وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً .
نه دوست ، نه فاميل ، نه مقام و ثروت و نه هيچچيز ديگر ، مىتواند انسان را يارى كند ، جز خداوند : « بگو : هيچ كس مرا از عقوبت خدا پناه ندهد و من جز او پناهگاهى نمىيابم » . « 2 »
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً .
« هُنالِكَ »
اشاره است به روز قيامت . ولاية ، به فتح واو به معناى يارى كردن . ضمير « هو » به خداوند برمىگردد .
عقبى ، يعنى سرانجام ، سرنوشت . معناى آيه چنين است : ممكن است انسان در دنيا كسى را پيدا كند كه او را يارى دهد و از وى دفاع كند و يا در چيزى كمكش نمايد ، امّا در روز قيامت ، چاره ، وسيله و ياورى جز خدا نمىتواند پيدا كند . خداوند هم كه با پرهيزكاران است و براى آنان پاداشى بزرگ و عاقبتى نيكو آماده كرده است .
هامش
( 1 ) . انعام ( 6 ) آيهء 158 .
( 2 ) . جنّ ( 72 ) آيهء 22 .