تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
كه به نحوى از انحا به مردم سود مىرسانند . امّا زيور خصوصى نظير خانه ، ماشين زيبا ، فرزند خوب و فرمانبردار ، موقعيت اجتماعى و ديگر منافع شخصى . اين زيور حرام نيست ، چگونه حرام باشد ، درحالىكه خداوند مىگويد : « بگو : چه كسى زيورهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و خوردنىهاى خوش‌طعم را حرام كرده است ؟ » « 1 » لكن انسان با زيورهاى خاص نمىتواند به ديگران مباهات كند ؛ زيرا عظمت او به وسيلهء اين زيورها سنجيده نمىشود ، بلكه از طريق زيورهاى عمومى سنجيده مىشود ، زيورهايى كه به مردم سود مىرسانند و نسل‌اندرنسل باقى مىمانند و اينها همان چيزهايى است كه خداوند در اين سخنان خود بدان توجّه كرده است :
وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا ؛
زيرا كسى كه اين كارهاى نيك را انجام دهد ، علاوه بر اين‌كه در آخرت به خواسته‌هايش مىرسد ، در دنيا هم از احترام مردم برخوردار مىشود و يادش جاودانه مىگردد . خلاصهء سخن آن‌كه ثروت وسيله است ، نه هدف . بنابراين ، ارزش آن با نتايج و آثارش سنجيده مىشود كه اگر خوب باشد ، خوب است و اگر بد باشد ، بد است ؛ براى نمونه ، اگر ثروت در راه‌هاى بد صرف شود نظير مسابقهء تسليحاتى ، بد است و اگر براى بر طرف كردن نيازهاى انسان صرف شود ، خير است . خير هم بر دو نوع است : اگر مال خوب ، تنها از صاحبش زيانى را دفع و يا سودى را براى او جلب كند ، اين خير ، خصوصى است كه در وقت خودش از بين مىرود و اگر به تمام مردم سود برساند ، اين خير ، عمومى و از زمرهء باقيات الصالحات است .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 32 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 217 | محمد جواد مغنية