تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
بودى . . . آنچه گفته شد ، خلاصه آن چيزى است كه در آيات آمده است و هدف اين آيات آن است كه انسان با زبان و عمل بايد ايمان بياورد كه هيچ نيرو و قدرتى نيست ، مگر اين‌كه از آن خداوند يگانه و قدرتمند است و او مىتواند در طى يك ساعت عزّت را به ذلّت ، ثروت را به تنگدستى ، سلامت را به دردمندى و برعكس ، تبديل كند و نيز دارايى مخلوقات هرقدر هم كه زياد باشد ، چيزى نيست ، مگر اين‌كه به يكى از كارهاى نيك تبديل شود . پس از بيان خلاصهء داستان ، اكنون به شرح و تفسير آيات مىپردازيم . البته به‌رغم اين‌كه مىدانيم بيشتر آنها روشن است و نياز به تفسير ندارد .

تفسير

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً * كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً .
خطاب « اضرب » براى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و ضمير « لهم » به مشركانى برمىگردد كه به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله گفتند : مؤمنان را از خود بران و يا اين‌كه به هرثروتمند خودخواهى بر مىگردد . مراد از « رجلين » دو شخص است كه يكى ثروتمند و ديگرى نيازمند بود و ميان آنها گفتگوى زير صورت گرفته بود . معمولا روش قرآن اين است كه در بيشتر اوقات براى انديشه‌هاى خالص و اصول كلى ، مثل‌هايى مىزند و آنها را به چيزهاى محسوس تشبيه مىكند ؛ نظير تشبيه ايمان به نور و كفر به تاريكى . و گاهى محسوس را به محسوسى تشبيه مىكند كه روشن‌تر و آشكارتر است ؛ همانند اين‌كه شخص مرتد را به سگ پارس‌كننده تشبيه مىكند و هدف از اين تشبيه ، هم توضيح و روشن كردن است و هم پند و اندرز دادن : « و عاد و ثمود را و اصحاب رسّ را و نسل‌هاى بسيارى را كه ميان آنها بودند و براى همه مثل‌هايى آورديم » . « 1 » خداوند در اين‌جا ، وضعيت ستمگران سركش را به يك فرد خودخواه ، كافر و
هامش
( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 39 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 210 | محمد جواد مغنية