تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
« ما شاءَ اللَّهُ » .
« ما » اسم موصول به معناى الّذى و خبر براى مبتداى محذوف ؛ يعنى الأمر ما شاء اللّه و يا اين‌كه مبتدا و خبرش محذوف است ؛ يعنى ما شاء اللّه كائن . و
إِنْ تَرَنِ
در اصل ، ترنى بوده ، « ياء » مفعول اوّل و « أنا » تاكيد آن . « أقلّ » مفعول دوم است و « مالا » تميز .
« هُنالِكَ »
ظرف مكان است براى اشاره به دور و خبر مقدم ، « الولاية » مبتداى مؤخّر . « للّه » متعلق به محذوف است ، حال از « الولاية » و « الحقّ » صفت براى « اللّه » . « ثوابا » تميز مىباشد و همانند آن است : « عقبى » .

خلاصهء داستان

در تفسير آيهء 27 از همين سوره يادآورد شديم كه سران مشركان براى ايمان خود به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله شرط كردند كه مؤمنان تنگدست را بايد طرد كند و يا براى هركدام از ثروتمندان و تنگدستان ، مجلس جداگانه قرار دهد ، به قسمى كه اين دو گروه باهم در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و در جايگاه واحد گرد نيايند ، زيرا آنان سروران و فرمانروايانند ، در حالى كه مردم ، بردگان و كنيزان آنهايند . آياتى كه اينك درصدد تفسير آنها هستيم ، چهرهء ثروتمندان خودخواه را در يك شخص ثروتمند كه داراى ثروت و باغ است ، ترسيم مىكند و چهرهء نيازمندان مؤمن را در يك شخص نيازمند كه چيزى را مالك نيست ، لكن نيرومندىاش را از آفريدگارش مىداند و آن ثروتمند ، نيرومندىاش را از ثروت خود . گفتگويى ميان اين دو تن صورت مىگيرد كه جنگ ميان حق و باطل را منعكس مىكند و در پايان ، حق پيروز مىشود و باطل از ميان مىرود و چقدر درست گفته است آن خردمند : كسى كه با حق ستيز كند ، حق هم او را به خاك اندازد . خلاصهء معناى آيات از اين قرار است : شخصى كه قدرتش را سبب ثروتش مىداند ، نه خدا را ، داراى دو باغ بزرگ است كه در اين دو باغ ، كشتزار گندم و ديگر حبوبات نيز وجود دارد . و نيز در آن دو ، درختان انگور و خرماى زيادى به چشم مىخورد و در هرباغى آبها جريان دارد و شادابى و زيبايى آن ، چشم‌ها را خيره
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 208 | محمد جواد مغنية