ميليونها موجود است : خردمند ، ديوانه ، متمدن و وحشى » .
4 . انسان دايما در صدد زندگى بهتر است ، حتّى اگر از يك زندگى خوب هم بهرهمند باشد . در حديث آمده است : « اگر براى انسان ، كوهى از طلا و كوهى از نقره باشد ، بازهم آرزوى داشتن كوه سوم از اين دو را دارد » . گرچه اين حديث مثلى است براى طمع و آز انسان ؛ امّا همچنين مىتواند مثلى و نمونهاى باشد براى بلندپروازىهايش .
5 . انسان را آيين و ارزشهايى است . كه بايد از اين آيين تبعيت و بدان عمل كند و برطبق آن مورد بازجويى و بازپرسى قرار مىگيرد .
6 . انسان از گذشتگان اثر مىپذيرد و در آيندگان اثر مىگذارد و با مردم زمان خود تأثير و تأثّر متقابل دارد ، يعنى هم از مردم زمانش اثر مىپذيرد و هم بر آنان اثر مىگذارد و بههمين دليل است كه انسان هم تاريخ دارد ، هم ميراث و هم آثار ، در حالى كه ساير موجودات چنين نيستند .
7 . انسان زندگى ديگرى هم دارد كه در آنجا محاكمه مىشود و برطبق عملكرد زندگى نخستينش پاداش داده مىشود و از اين نمونهاند نعمتهايى كه خداوند با اين سخن خود بدانها اشاره كرده است : « اگر نعمتهاى خدا را بشماريد ، نمىتوانيد آنها را برشماريد » . « 1 »
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ .
امام به كسى گفته مىشود كه ديگران به او اقتدا كنند و فرمان او را بپذيرند و تفاوت نمىكند كه اين امام ، وحى باشد ، يا انسان ، يا عقل و يا هواى نفسانى . در حديث آمده است : « مردم در روز قيامت با امام زمانشان ، كتاب پروردگارشان و سنّت پيامبرشان فراخوانده مىشوند » . مراد از كتاب در آيه ، پروندهء اعمال است . اصحاب اليمين همان فرمانبرداران و نيكوكارانند . مقصود از اصحاب شمال ، خلافكاران و بدكارانند . معناى
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 34 .