صورتهايتان را نيكو ساخت » . « 1 » نيز مىفرمايد : « ما انسان را در بهترين صورت آفريديم » . « 2 »
2 . خرد . اگر خرد وجود نمىداشت ، انسان چيزى درخور ذكر نبود ؛ بلكه اگر خرد نبود ، آفريدگار نيز شناخته نمىشد . بنابراين ، بهوسيلهء خرد است كه عظمت خدا ، عظمت جهان و نيز عظمت خود خرد شناخته مىشود . يكى از خردمندان مىگويد :
« اگر در جهان هستى ستارگانى است كه مىدرخشد ، در خرد نيز ستارگانى است كه مىدرخشد و روشنى مىبخشد . اگر جهانهايى كه پيرامون ما قرار دارند ، اجسامى روشن و بههم پيوسته با قوانين دقيق مىباشند ، خرد باعظمتتر و شگفتآورتر است . اگر ستارهشناسان ، دقت و عظمت جهان را دليلى بر عظمت آفريدگار مىدانند ، پيدايش انسان بزرگترين دليل بر عظمت خداست . اگر نگريستن به آسمان موجب مىشود كه انسان به ضعف خود پى ببرد ، انديشيدن انسان دربارهء خودش ، سبب مىشود كه به نبوغ خويش و به عظمت كسى كه او و نيز تمام عوالم هستى را آفريده است ، پى ببرد » .
بنابراين ، جهان هستى بزرگ است و خرد هم بزرگ است و همگى در برابر عظمت آن حقيقت كبرا ( خدا ) چيزى محسوب نمىشود . تنها راه شناخت اين عظمت ، عظمت خدا ، جهان و انسان همانا خرد است . البته فراموش نكنيد كه خرد تنها به انسان منحصر نمىشود .
3 . انسان داراى غريزهها و رازهايى است : دانايى و نادانى ، دين و كفر ، دوستى و دشمنى ، بردبارى و خشم ، ترس و شجاعت ، بخل و بخشندگى ، فروتنى و بزرگمنشى ، امانت و خيانت ، پايدارى و دگرگونى و ديگر غريزههايى كه پايان ندارد .
نمىدانم آيا به گزاف سخن گفته ، كسى كه مىگويد : « انسان يك موجود نيست ، بلكه
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) آيهء 64 .
( 2 ) . تين ( 95 ) آيهء 4 .