كه انسان هميشه يادش بماند كه خدا در جهان تصرف مىكند ، نه طبيعت . امّا هدف از بهحركت درآوردن كشتى آن است كه ارتباطات آسان شود .
وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً .
نظير اين آيه با تفسيرش در سورهء يونس ، آيهء 22 و پس از آن ، جلد چهارم بيان شد .
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا .
تمام مردم در هرجا كه باشند در قبضهء سلطهء خداوند هستند ، حتّى اگر در دژهاى آهنين بهسر برند . ازاينرو ، اگر آنان در دريا باشند از طريق غرق كردن - در صورتى كه بخواهد - هلاكشان مىكند ، يا در خشكى ، آنها را در زمين فرومىبرد و يا از آسمان سنگبارانشان مىكند و اگر آنان در دژهاى محكم باشند ، آنها را بر سرشان خراب مىنمايد و جز نادان ، هيچكس در برابر مجازات [ الهى ] احساس امنيت نمىكند .
أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ يُعِيدَكُمْ فِيهِ تارَةً أُخْرى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قاصِفاً مِنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُمْ بِما كَفَرْتُمْ ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ عَلَيْنا بِهِ تَبِيعاً .
ضمير « فيه » بهدريا برمىگردد . « القاصف من الريح » ؛ يعنى بادى كه كشتى را درهم مىكوبد و آن را مىشكند . مقصود از تبيع كسى است كه خواهان قصاص و امثال آن باشد . معناى آيه چنين است : فرض كنيم كه براى هلاكت هيچ وسيلهاى جز دريا نباشد ، بازهم خدا قادر است كه شما را به سوى دريا بازگرداند و بهوسيلهء طوفان كوبنده در ژرفاى آن غرقتان كند و كسى نيست كه در اينباره او را مورد بازخواست قرار دهد .
از معناى آيات چنين مىتوان برداشت كرد كه شخص نادان هرگاه بترسد ، از روى ناچارى خدا را مىخواند و اگر احساس امنيت كند ، از روى خودخواهى ، از او روى برمىتابد و اين ، در حالى است كه خدا در تمام حالات اين شخص مىتواند به او سود برساند و يا زيان . امّا انسان مؤمن خردمند هم از سختى اندرز مىگيرد و هم از راحتى :
در راحتى از سختى مىهراسد و در سختى و گرفتارى از او كمك مىخواهد .