واژگان
يزجى : مىراند ، بهحركت درمىآورد ، خدا مىفرمايد : « كشتى كه حركت مىكند » . « 1 »
ضلّ : در اينجا ، يعنى ناپديد شد ، رفت .
يخسف : ناپديد كند . مقصود آن است كه خدا مىتواند آنان را زندهزنده در زمين فروبرد ، به قسمى كه در آن فرو غرق شوند ، چنان كه در آب غرق مىشوند .
الحاصب : از حصبة بالحجارة گرفته شده است ؛ يعنى سنگ به سوى او پرتاب كرد .
القاصف : شكننده .
التّبيع : بازخواستكننده خون ( خونخواه ) و امثال آن .
اعراب
« ربّكم » مبتدا و « الّذى » خبر است . مراد از « إيّاه » خداوند است و محلّ آن منصوب است بنابراينكه مستثناى منقطع باشد ؛ يعنى هر معبودى از بين مىرود ، جز خدا .
مصدر « أن يخسف » مفعول « أمنتم » است . « جانب » مفعول « يخسف » است . « تارة » ظرف و متعلق به « يعيدكم » است ؛ يعنى شما را بازگرداند درحالىكه ديگر وقتى براى شما نباشد .
تفسير
رَبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ كانَ بِكُمْ رَحِيماً .
كشتى با ابزارهاى طبيعى بر روى آب حركت مىكند و در اين ، ترديدى وجود ندارد ؛ لكن اين ابزارهاى طبيعى به خدا منتهى مىشود ؛ زيرا او آفرينندهء جهان هستى است و به همين دليل ، نسبت دادن حركت كشتى به او درست است و حكمت آن هم اين است
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 164 .