مىكند و مىگويد : خدايا ! كيست آن كسى كه تو او را بر من برترى دادى ؟ بهوسيلهء چه چيزى او را بزرگوارتر و كاملتر قرار دادى ؟ بلكه عكس قضيه درست است : « من بهتر از او هستم . مرا از آتش و او را از گل آفريدى » . « 1 » ابليس پليد ، منطق خود را با چيزى توجيه مىكند كه گويى از مسلّمات است و آن اينكه او برتر و كاملتر است و هرگاه او برتر باشد ، پس چگونه به مفضول يعنى كسى كه از او پستتر است سجده كند . آيا معناى فرمان سجده كردن براى آدم ، آن نيست كه مفضول در نزد خدا بر افضل و ناكامل بر كامل مقدم است ؟
البته ابليس در اين منطق خويش مغالطه كرد ؛ زيرا وى برتر از آدم نيست ، بلكه عكس آن درست است و حتّى اصلا وى فضيلتى ندارد . بنابراين ، آنگونه كه ابليس خيال كرده ، خداوند مفضول را بر افضل مقدم نداشته است . كدامين خرد ، اين كار را بر خدا روا مىدارد كه دور را نزديك و نزديك را دور سازد ؟ و اين حقيقت بر معتزله و اشاعره پوشيده مانده ، زيرا آنان گفتهاند : تقديم مفضول بر افضل روا مىباشد ( المواقف ، ج 8 ، ص 373 ) .
اشاعره مىگويد : خرد به خدا اجازه مىدهد كه فرمانبردار را مجازات كند و گناهكار را پاداش دهد ؛ زيرا هيچچيزى بر او زشت نيست و چيزى بر او واجب نمىباشد ( المواقف ، ج 8 ، ص 195 ) .
امّا شيعهء اماميه مىگويد : خرد به خدا اجازه نمىدهد كه نيكوكار را مجازات كند ، امّا روا مىدارد كه گناهكار را بيامرزد ، دقيقا نظير اينكه صاحب حق مىتواند تمام حق خود را عفو كند و يا مقدارى از آن را . نيز شيعه مىگويد : خرد ، تقديم مفضول را روا نمىدارد ، زيرا وى در رتبه پايينتر و افضل برحسب ترتيب طبيعى در رتبه بالاتر قرار دارد . بنابراين ، قرار دادن بالاتر را در مرتبهء پايينتر و برعكس بر خلاف منطق خرد و طبيعت است .
هامش
( 1 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 12 .