واين تصريح نحويين كه لا نفى جنس محتاج است به خبر ملغوظأ أو مقدراً وجزئي هم بايد ظرف وجار ومجرور باشد تأييد مىكند قيودى كه در بعضي اخبار ضميمه جمله « لا ضرر ولاضرار » شده كه « على المؤمن » يا « في الاسلام » باشد كه هر دو جارّ ومجرور است وخبر لا است يا ملفوظاً بنابر اينكه « على المؤمن » يا « في الاسلام » جزء روايت باشد واز جانب راوي زياد نشده باشد ، يا اينكه بنابر روايات مطلقه گوييم قيد محذوف است . بنابر آن كه جز « لا » نفى جنس باشد زيرا كه بنا بر تصريح نحويين اگر جز لا در كلام مذكور نباشد مجبوريم خبر براي لا تقدير فرض نماييم ودر اين صورت امر داير است بين اينكه يكى از دو قيد كه در بعض روايات وارد شده كه « في الاسلام » يا « على المؤمن » است آن را خبر قرار دهيم يا اينكه چيز ديگرى تقدير بگيريم در اين صورت بايد قيدين مرقومين يا أحدهما را فرض نماييم وتعدى به غير ننماييم زيرا كه نسبت به دو قيد مذكور في الجملة دليل داريم اما بر تعيين غير اين دو قيد ترجيح بلا مرجحّ است بلكه ترجيح مرجوح است بر راجح - ان قلت : ممكن است كه لا نفى جنس را تامه فرض نماييم كه محتاج به خبر نباشد چنان چه در افعال ناقصه نحويين تصريح دارند به جواز استعمال آنها بنحو تاميّت بدون احتياج به خبر مثل كان تامه ، وليس تامه بنابراين لا ضرر ولاضرار لا آن بمعنى ليس تامّه است كه مفاد آن سلب بسيط است نه سلب مركب زيرا كه سلب مقابل جعل است وجعل بر دو قسم است جعل بسيط مثل يا جاعل الظلمات كه صرف ايجاد است يا جعل مركب كه عبارت است از جعل شىءٍ لشىءٍ أو في شىءٍ أو غيرهما كه عبارت است از عوارض وأوصاف واحكام بعد الوجود مثل ( ( جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا ) ) ( 1 ) كه اين جعل مركب است وكان تامه در جعل بسيط استعمال شود مثل ( كان الله ولم يكن معه شئ ) عبارت است صرف الوجود ونفس التحقق وكان ناقصه در جعل مركب استعمال شود مثل كان زيد عالماً كه عبارت است از ثبوت علم للذات بعد تحققه وثبوته ، ودر مقابل جعل ، نفى است وآن نيز بر دو قسم است :
وسايل العباد في يوم التناد ( الفقه الإجمالي على مذهب أهل البيت ع ) — صفحة 108
مساهمون: شيخ احمد اهتمام (ملا احمد)
ص١٠٨
هامش
( 1 ) . ملك / 15 .