تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
6 - مطرب عشق ، چه آهنگى نواخت كه عاشقان اهل وجد و حال ، سكوت اختيار كردند ( و به آن آهنگ خوش گوش سپردند ؟ ) 7 - اى حافظ ، كسى كه بدون گذر از وادى پررنج عشق ، خواهان ديدار دوست باشد ، مانند كسى است كه بدون وضو براى طواف در كعبه‌ى دل احرام بسته است .

31 - تاج خورشيد بلند

آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است * يا رب اين تأثير دولت در كدامين كوكب است ؟
تا به گيسوى تو دست ناسزايان كم رسد * هر دلى از حلقه‌اى در ذكرِ يا رب يا رب است
كشته‌ى چاه زنخدانِ توام ، كز هر طرف * صدهزارش گردنِ جان زيرِ طوقِ غبغب است
شهسوار من كه مه آيينه‌دارِ روىِ اوست * تاجِ خورشيدِ بلندش خاكِ نعلِ مركب است
عكسِ خوى بر عارضش بين كآفتابِ گرم‌رو * در هواىِ آن عرق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم كرد ترك لعل يار و جام مى * زاهدان معذور داريدم كه اينم مذهب است
اندر آن ساعت كه بر پشت صبا بندند زين * با سليمان چون برانم من كه مورم مركب است ؟
آن كه ناوك بر دل من زيرچشمى مىزند * قُوتِ جانِ حافظش در خنده‌ى زير لب است
آب حيوانش ز منقار بلاغت مىچكد * زاغ كِلْكِ من ، به نام ايزد ! چه عالىمشرب است !
1 - امشب ، همان شب قدرى است كه اهل خلوت و معرفت از آن سخن مىگويند . يا رب ، اين نيك بختى كه براى ما حاصل شده ، نتيجه‌ى گذر كدام ستاره‌ى سعد است ؟ 2 - براى اين كه دست افراد نالايق به گيسوى تو نرسد ، هر دلى كه در حلقه‌ى زلف تو اسير است ، فرياد « يا رب ، يا رب » سر داده است . 3 - من ، عاشق چاه زنخدان تو هستم . زنخدانى كه صدهزار دل در حلقه‌ى غبغب آن گرفتار است . [ فرورفتگى ميان چانه را به چاه تشبيه كرده است ] 4 - تاج خورشيد بلند ، خاك نعل اسب معشوق زيباى من است . معشوقى كه ماه آيينه‌دار روى اوست . [ ضمن اشاره به رسم آيينه‌دارى در برابر عروس در روزگاران گذشته ، تلويحا مىخواهد بگويد كه زيبايى ماه بازتاب چهره‌ى زيباى محبوب است . شارحان نوشته‌اند كه احتمالا مخاطب شاعر در