23 - نسيم موى تو
خيال روى تو در هر طريق همرهِ ماست * نسيم موى تو پيوندِ جان آگه ماست
به رغم مدعيانى كه منع عشق كنند * جمال چهرهى تو حُجّت مُوَجَّه ماست
ببين كه سيب زَنَخدان تو چه مىگويد : * هزار يوسفِ مصرى فتاده در چَهِ ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد * گناه بختِ پريشان و دستِ كوته ماست
به حاجبِ درِ خلوتسراىِ خاص بگو * فلان ز گوشهنشينانِ خاكِ درگهِ ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است * هميشه در نظرِ خاطرِ مُرَفَّه ماست
اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى * كه سالهاست كه مشتاقِ روىِ چون مَهِ ماست
1 - اى محبوب ، خيال روى تو در هر راهى با ما همراه است و بوى خوش گيسوى تو با جان و دل ما پيوندى ازلى و ابدى دارد .
2 - بر خلاف نظر مخالفان و دشمنان - كه ما را از عشق ورزيدن بازمىدارند - زيبايى چهرهى تو دليل موجّه و بسنده براى عشقورزى و دلبستگى ما به توست .
3 - ببين كه سيب زنخدان تو ، چه مىگويد ! مىگويد : هزار زيبارو مانند يوسف در چاه عشق ما گرفتار شدهاند ! [ از يكسو نظر به داستان حضرت يوسف دارد و ماجراى به چاه افتادن او . از سوى ديگر در ادب فارسى چانهء معشوق ، به سيب ، و گودى ميان چانه ، به چاه تشبيه مىشود و يكى از رمزها و نمادهاى زيبايى است مانند چشم معشوق ، كه نظر عاشق را به خود جلب و او را در چاه عشق اسير مىكند . نهايت آن كه در مقام تأكيد بر زيبايى معشوق ، به زنخدان او شخصيت بخشيده و از زبان او مىگويد كه يوسفان - كه خود هزاران عاشق دارند - گرفتار عشق ما هستند . ]
4 - اگر دست ما به گيسوى بلند تو نمىرسد ، از آن است كه بختمان پريشان و دستمان كوتاه است . [ در معناى عرفانى ، زلف بلند معشوق را مىتوان لطف بىكران و رحمت واسعهى الهى گرفت كه فراگير و شامل حال همهى اهل معرفت است . اما ميزان برخوردارى از اين لطف ، به شايستگى سالك مربوط مىشود كه از آن با عنوان بخت و اقبال ياد كرده است . ]
5 - به نگهبان خلوت سراى مخصوص خود سفارش كن كه : حافظ از گوشه نشينان و معتكفان درگاه ماست ( او را از درگاه ما مرانيد و به سوى ما هدايتش كنيد ) .
6 - اگر چه حافظ ظاهرا پنهان از نظر ماست ، اما هميشه خاطر آسودهء ما متوجه او هست و خود ،