تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧

( نصاب حسن :

مرز زيبايى / 332 ) مرجع ، نخستين و كمترين ميزان و مقدار تعيين‌شده .

نصيبه :

قسمت ، روزى ، نصيب و بهره .

نطاق :

كمربند ، ميان‌بند .

نظاره :

تماشا ، نگاه كردن .

نظّاره :

تماشاگر ، تماشايى .

نظرباز :

عاشق ، شيفته ، آن كه پيوسته به چهره‌ى زيبارويان مىنگرد .

نعل در آتش داشتن :

نعل را به نام كسى در آتش افكندن ، كنايه از بىقرار شدن و بىقرار كردن است . رسم بوده كه هرگاه مىخواسته‌اند محبّت كسى را به ديگرى جلب كنند ، نام او را بر نعل اسب مىكنده‌اند و آن را در آتش مىافكنده و باور داشته‌اند كه او نسبت به شخص مورد نظر بىتاب و بىقرار خواهد شد . نعل در آتش - بىقرار ، بىتاب .

نعوذ باللّه :

پناه ، مىبريم بر خدا ، پناه بر خدا .

نعيم :

نعمت ، اسباب شادمانى و شادكامى در زندگى ، مال و ثروت ( باغ نعيم ، در غزل 36 ، باغ پرنعمت ، كنايه از بهشت . )

نغز :

خوش ، عالى ، دل‌نشين .

نغمه :

آواز ، آهنگ ، ترانه ، سرود .

نفاق :

دورويى .

نفاق :

دورويى ، رياكارى ، دورنگى .

نفحات :

جمع نفحه ، بوى خوش .

نفحه :

بوى خوش .

نفير :

فرياد ، ناله .

نقاب :

روبند ، حجاب ، پرده .

نقد :

سكّه ، سكّه‌ى رايج .

نقد روان :

سكه‌ى زر ، سكه‌ى رايج ، در مقابل نقد قلب .

نقش :

تصنيف ، نغمه ، سرود ، ترانه ( 296 )

نقش‌باز :

بازنده‌ى نقش ، بازيگر ، نقش‌بازىكننده ، حيله‌گر ، فريب‌كار .

نقش بستن :

نقاشى كردن ، آفريدن ، پديد آوردن .

نقش‌بند :

تصويرگر ، نقاش ، نقش‌زننده .

نقش‌بندى :

تصويرگرى ، نقاشى ، نقش بستن .

نقش خواندن :

دست ( كسى ) را خواندن ، نقشه و روش كار را فهميدن و آن را خنثى كردن . ( 189 )

نقش زدن :

نقشه كشيدن ، طرح ريختن ، تصوير ساختن ، نقاشى كردن .

نقش شستن :

زدودن و پاك كردن تصوير ، كنايه از فراموش كردن ، رها كردن .

نقص :

كاستى ، عيب .

نقصان :

كاهش ، كاستى ، عيب .

نقطه‌ى بينش :

نقطه‌ى بينايى ، مجازا مردمك چشم ، سياهى چشم .

نكته :

سخن سربسته ، خرده ، انتقاد .

نكته‌دان :

آگاه ، داننده‌ى نكته‌ها و موضوعات ظريف و دقيق .

نكهت :

بوى خوش .
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 827 | شمس الدين حافظ