تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
كه سطح آن بلندتر است و بزرگان در آن نشينند .

شاه‌وش :

مانند شاه ، داراى شكوه و عظمت .

شاه يحيى :

فرزند مظفر بن محمد ، برادرزاده‌ى شاه شجاع و يكى ديگر از پادشاهان مورد علاقه‌ى حافظ كه در سال 795 به دستور امير تيمور كشته شد .

شاهين شهپر :

پرنده‌اى كه داراى بال‌هاى بزرگ و قوى مانند شاهين است ، مجازا بسيار قوى و نيرومند .

شأن :

مقام ، منزلت ، مرتبه .

شباب :

جوانى .

شب‌پره :

خفّاش .

شب‌خيز :

شب‌زنده‌دار ، سحرخيز .

شبرنگ :

تاريك ، سياه به رنگ شب .

شب‌رو :

آن كه شب راه مىپيمايد ، راهزن ، شب‌گرد .

شبستان :

اقامتگاه شبانه ، حرم‌سرا .

شب‌گير :

سحرگاه ، صبح زود .

شب‌نشينان :

شب‌زنده‌داران .

شبهه :

اشتباه ، ترديد ميان حلال و حرام چيزى ( لقمه‌ى شبهه : لقمه‌اى و خوراكى كه حلال بودن آن جاى شك است . / 296 )

شجاع :

دلاور ، دلير .

شجر :

درخت .

شحنه :

نگهبان ، پاسبان ، مأمور رسيدگى به امور شهر ، داروغه .

شخص :

وجود ، تن ، بدن . ( 236 )

شدّاد :

فرزند عاد ، از شاهان بابل كه باغ ارم به دستور او ساخته شد .

شدن :

رفتن ، مردن . ( بزاد و بشد : زاد و مرد / غزل 101 )

شراب زده :

بسيار مست ، آن كه شراب ، سخت در او اثر كرده باشد .

شرب اليهود :

شراب‌نوشى يهودان ، مجازا شراب پنهانى نوشيدن . - شرح غزل 285 .

شرب :

كتان نازك ، جامه‌ى كتانى . ( شرب زركشيده : جامه‌ى كتانى زربافت / 425 )

شرب :

نوشيدن ، آشاميدن .

شرطه :

باد موافق ، بادى كه در جهت حركت كشتى بوزد .

شرع :

دين ، آيين ، روش ، شريعت .

شست :

انگشت بزرگ ، قلاب ماهيگيرى ، نوعى دام ، تور .

شطح :

بيان امور و عباراتى كه بيانگر شدت وجد و نشاط است و به ظاهر از آن بوى خودپسندى و ادعا و خلاف شرع استشمام مىشود .

شعبده :

فريب ، نيرنگ ، تردستى .

شعبده‌باز :

حيله‌گر ، نيرنگ‌باز ، فريب‌كار .

شعشعه :

درخشش ، تابش ، روشنى .

شعيب :

نام پدر زن حضرت موسى . شعيب دختر خود را به عقد موسى در آورد و در عوض از او تعهد گرفت كه مدتى برايش چوپانى كند .