آسودگى است . )
تفرج كردن :
تماشا كردن ، سير كردن . ( غزل 90 )
تفرقه :
پراكندگى ، پريشانى .
تفسير :
شرح ، توضيح .
تفضّل :
برترى ، رجحان .
تفقد :
دلجويى ، مهربانى ، توجه و عنايت .
تقصير :
كوتاهى ، سستى ، گناه ، خطاى عمد .
تكلّف :
خود را به زحمت افكندن ، تحمل دشوارىها .
تلبيس :
نيرنگسازى ، رنگآميزى ، پنهان كردن حقيقت .
تلقين :
آموختن ، فهماندن ، سخن در زبان كسى نهادن .
تمتّع :
بهرهمندى ، نصيب بردن .
تمكين :
به فرمان بودن ، پذيرفتن ، نيرو دادن ، توانايى .
تمنّا :
خواهش ، آرزو .
تندباد :
توفان ، باد تند .
تند حمله :
فرز و چابك ، آن كه به سرعت حمله كند ، جنگجو ، دلاور .
تندخويى :
خوى تند داشتن ، خشن ، خشمگين .
تندروى :
ترشرو ، بد برخورد .
تنعّم :
با ناز و نعمت زيستن ، از نعمت برخوردار بودن .
تنگ چشم :
كوتاه نظر ، تنگ نظر .
تنگ چشمى :
تنگ نظرى ، كوتهبينى ، خسّت ، بخل .
تنگ حوصله :
كمظرفيت ، كمگنجايش .
توتيا :
اكسيد طبيعى و ناخالص روى كه در چشم پزشكى استفاده مىشود ، داروى نيرودهنده و شفابخش چشم .
توحيد :
يكتاپرستى ، يكى دانستن .
توسن :
سركش ، نافرمان .
توفير كردن :
سود بردن ، بهره بردن .
توفيق :
كاميابى ، به آرزو رسيدن .
توكّل :
واگذار كردن ، كار خود را به خدا واگذار كردن ، به خدا اميد بستن .
تهنيت :
تبريك گفتن ، شادباش گفتن .
تيغ :
شمشير .
ث
ثانى :
دوم .
ثبات :
پايدارى ، استوارى ، ثابت قدم بودن .
ثريّا :
نام مجموعه ستارگانى در آسمان . نام ديگر آن پروين است .
ثلاثه :
سهگانه ، سهتايى .
ثمر :
ميوه ، نتيجه ، حاصل .
ثمن :
ارزش ، بها ، قيمت .
ثمود :
نام قومى كه صالح پيامبر به رسالت در ميان آنان برانگيخته شد .
ثناخوان :
دعاگو ، ستايشگر .
ثواب :
پاداش ، مجازا كارى كه مزد و پاداش