تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
سبزه‌ى خطِّ تو ديديم و ز بُستانِ بهشت * به طلبكارىِ اين مهر گياه آمده‌ايم
با چنين گنج ، كه شد خازن او روحِ امين * به گدايى به درِ خانه‌ى شاه آمده‌ايم
لنگر حلم تو اى كشتى توفيق كجاست * كه در اين بحرِ كرم غرقِ گناه آمده‌ايم
آب‌رو مىرود اى ابرِ خطاپوش ببار * كه به ديوان عمل نامه‌سياه آمده‌ايم
حافظ اين خرقه‌ى پشمينه بينداز كه ما * از پىِ قافله با آتشِ آه آمده‌ايم
1 - ما براى برخوردارى از شكوه و مقام به اين درگاه نيامده‌ايم ؛ بلكه از حوادث ناگوار به اين درگاه پناه آورده‌ايم . 2 - ما راهيان منزلگاه عشقيم و از مرز جهان نيستى ، تا سرزمين هستى ، اين همه راه پيموده‌ايم . 3 - ما سبزه‌ى خط تو را ديديم و در جست و جوى آن گياه مهر و محبت ، از بوستان بهشت به اين جهان آمديم . [ مهر گياه ، يعنى گياه مهر و دوستى ، استعاره از همان سبزه‌ى خط است . خط عذار يار را به سبزه‌اى مانند كرده كه عاشق با ديدن آن ، بوستان بهشت را رها كرده و در جست و جوى آن به جهان خاكى آمده است . مقصود آن است كه عشق روى تو ما را از بهشت به اين جهان خاكى كشانيد ! ] 4 - با وجود برخوردارى از گنجى كه جبرئيل خزانه‌دار آن است ، براى گدايى به در خانه‌ى شاه آمده‌ايم . [ مقصود از « گنج » به تصريح اغلب شارحان ، قرآن است به استناد آيه‌ى 193 سوره‌ى شعرا كه فرمود :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
( جبرئيل آن را نازل كرد . ) لقب و صفت « روح الامين » براى جبرئيل از آن روست كه آيات الهى را - بىكم‌وكاست - به سينه‌ى نبىّ اكرم وارد مىكرد . شاه را برخى شارحان خدا در نظر گرفته‌اند كه چندان متناسب به نظر نمىرسد و همان مفهوم عادى شاه مناسب‌تر است . در واقع نوعى انتقاد از خود است . مىگويد : با آن كه گنجى مانند قرآن را در سينه داريم به گدايى درگاه شاه آمده‌ايم . ] 5 - اى كشتى توفيق الهى ، لنگر تو كجاست ؟ زيرا كه ما غرق در گناه به درياى كرم خداوندى روى آورده‌ايم . [ شاعر خود را گناهكارى مىداند كه از لطف الهى اميد بخشش دارد و توفيق الهى را مانند يك كشتى به شمار مىآورد كه هرگاه لنگر بينداز ، مسافران گنهكار به آن پناه مىبرند . حاصل كلام اين است كه خداوندا ، از روى كرم و بزرگى خود به ما گنهكاران توفيق عنايت بفرما ! ] 6 - اى ابر خطاپوش ، ببار و گناهان ما را بشوى ؛ زيرا كه با نامه‌ى اعمالى پر از گناه به ديوان محاسبات آمده‌ايم . [ نسخه‌ى خانلرى و ديگر نسخه‌هاى معتبر به جاى خطاپوش ، خطا شوى ضبط كرده‌اند كه بر متن ترجيح دارد و با ابر مناسب‌تر است . مقصود از ابر خطاپوش يا خطاشوى ، باران رحمت الهى است و ديوان عمل ، يعنى دستگاهى كه كار آن رسيدگى به اعمال انسان‌هاست . ]