تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
خاطر را از زلف پريشان يار به دست آورده‌ام . [ يعنى زلف پريشان ، بر خلاف خود عمل كرده و موجب جمعيت خاطر مىگردد . يعنى پريشانى موجب سر و سامان يافتن است . خلاف آمد عادت ( كه ظاهرا حافظ آن را از اين بيت نظامى وام گرفته است :
هر چه خلاف آمدِ عادت بود * قافله‌سالار سعادت بُود )
به معنى كارى و چيزى است كه بر خلاف روال عادى باشد . مانند اين كه پريشانى عادتا موجب پريشانى مىشود ، اما حافظ از پريشانى گيسوى يار جمعيت خاطر و سامان مىيابد . ] 6 - مستورى و مستى ، نقشى است كه دست سرنوشت رقم مىزند و در اختيار من و تو نيست ؛ من ، آن چه را كه فرمانرواى ازل برايم تعيين و مرا به انجام دادن آن ملزم كرده است ، انجام مىدهم . [ مستورى ، يعنى پرهيزگارى و مستى يعنى گنهكارى . شاعر با اشاره به ديدگاه جبريون ( كه معتقدند شخصيّت انسان و كردار و رفتار او ، اختيارى نيست ) مىگويد : مستورى و مستى در سرشت ما نقش بسته است . بنابراين آن چه مىكنيم ، همان است كه سلطان ازل ( - يعنى خداوند ) خواسته است ! ] 7 - گرچه مدت‌ها دربان و خدمتگزار ميخانه بوده‌ام ؛ اما از لطف ازلى خداوند اميد و طمع دارم كه باغ بهشت را نصيبم كند . 8 - اين كه در هنگام پيرى ، ديدار و همنشينى يار روحم را نوازش كرد ، پاداش شكيبايى و صبرى است كه در برابر غم‌ها بروز داده‌ام . [ اشاره دارد به داستان حضرت يعقوب كه در دورى يوسف رنج‌ها كشيد و در كلبه‌ى احزان به صبر و تحمل روى آورد و سرانجام ، پس از تحمل هجرانى طولانى به ديدار فرزند نائل شد . بنابراين به طور غير مستقيم ، شاعر خود را به يعقوب و معشوق را به يوسف مانند كرده و ديدار او را نتيجه و پاداش صبر خود بر رنج و غم جدايى شمرده است . ] 9 - اگر سحرخيزى و سلامت طلبى و پرهيزگارى پيشه كردم ، همه به بركت انس با قرآن بوده است . [ اين بيت ، در نسخه‌ى خانلرى كاملا متفاوت و چنين است :
هيچ حافظ نكند در خم محراب فلك * اين تنعُّم كه من از دولت قرآن كردم .
يعنى : هيچ‌يك از حافظان قرآن ، در زير اين آسمان محراب مانند ، بهره و لذتى را كه من به بركت قرآن حاصل كرده‌ام ، به دست نياورده و از اين نعمت بهره‌مند نشده است . به نظر مىرسد كه ضبط نسخه‌ى قزوينى ، با ديگر ابيات غزل ارتباط معنايى استوارى برقرار نمىكند . چرا كه در ابيات محورى غزل ، از بوسيدن لب ساقى ، دربانى ميخانه ، مستى ، پيروى از مذهب رندان ، بر خلاف عادت و عرف عمل كردن ، سخن در ميان است . شاعر بر اساس اين موضوعات ، مىگويد : هيچ حافظ قرآنى نيست كه با وجود حافظ قرآن بودن ، در زير اين آسمان ، از چنين ناز و تنعمى هم برخوردار بوده باشد . بنابراين ، ضبط خانلرى ترجيح دارد . ]