هوشيار هنگامى كه به دام مىافتد بايد صبور و شكيبا باشد .
3 - رند عالمسوز ، با مصلحتانديشى چه كار دارد ؟ كشوردارى و حكومت است كه به چارهانديشى و تأمل در امور نياز دارد . [ رند عالمسوز ، يعنى وارستهاى كه از يكسو پشت پا به عالم زده و از سوى ديگر با گفتار و رفتار خود شور و هيجانى در دلها افكنده و آتشى برپا كرده است . چنين رندى به مصلحتانديشى نيازى ندارد . ]
4 - در وادى عشق و سير و سلوك ، بر دانش و تقواى خود متكى بودن ، نشانهى كفر است ! زيرا كه سالك وادى عشق ، اگر صد هنر دارد ، بازهم به « توكل » نياز دارد . [ توكل ، يكى از مقامات سير و سلوك و در معنى واگذارى امور به خداوند است . مىگويد : سالك - با وجود برخوردارى از فضايل - همچنان به توكل نيازمند است . ]
5 - كسى كه با وجود روى و موى يار ، به گل ياس و سنبل ، احساس نياز و توجه كند ، نظربازى بر او حرام باد ! [ جمال يار ، در حد كمال است . كسى كه به اين نكته پى نبرده و با گل و سنبل ، نظربازى مىكند ، نظربازى او حرام است . نيز به نظر مىرسد كه روى ياسمين و جعد سنبل ، تشبيه است و مقصود از آنها ، چهرهى مانند ياسمين و گيسوى تابدار مانند سنبل است . ]
6 - اين دل شوريده ، تا زمانى كه نيازمند آن گيسوى تابدار است بايد از چشمان مخمور يار ، ناز و غمزهء بسيارى را تحمل كند .
7 - اى ساقى ، تا چند در گرداندن جام شراب درنگ مىكنى ؟ ( درنگ جايز نيست ! زيرا كه ) چون نوبت به عاشقان رسيد گردش جام بايد پياپى باشد !
8 - مگر حافظ كيست كه بدون آواز رود شراب نمىنوشد ؟ چرا عاشق مسكين بايد نيازمند تجمل و آراستگى باشد ؟ [ شاعر دوباره اين نكته را يادآور شده كه شراب را بايد با آواز چنگ و رود و سازهاى ديگر نوشيد . اكنون ، نسبت به اين نكته به ديدهى انتقاد مىنگرد و آن را تجملگرايى مىشمارد .
مىگويد : مگر جز اين است كه حافظ عاشق بيچارهاى بيش نيست ؟ پس چه اصرارى دارد كه باده را حتما با همراهى آواز چنگ بنوشد ؟ ! ]
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٤٣٧