تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
9 - روزى حافظ ، داستان لب لعل‌گون يار را نوشت و هنوز در قلم‌هاى من آب‌زندگى جارى است . [ مقصود اين است كه قلم من به سبب آن كه روزى قصهء لب لعل‌گون يار را نوشته ، به بركت لب جان‌بخش يار ، خاصيت آب‌زندگى را يافته و به عاشقان جان دوباره مىبخشد ! ]

267 - خيال خال تو

دلم رميده‌ى لولىوشيست شورانگيز * دروغ‌وعده و قتّال وضع و رنگ‌آميز
فداى پيرهن چاك ماهرويان باد * هزار جامه‌ى تقوا و خرقه‌ى پرهيز
خيال خال تو با خود به خاك خواهم برد * ك تا ز خال تو خاكم شود عبيرآميز
فرشته عشق نداند كه چيست اى ساقى * بخواه جام و گلابى به خاكِ آدم ريز
پياله بر كفنم بند تا سحرگهِ حشر * به مى ز دل بِبرم هولِ روزِ رستاخيز
فقير و خسته به درگاهت آمدم رحمى * كه جز ولاى توام نيست هيچ دستاويز
بيا كه هاتف ميخانه دوش با من گفت * كه در مقام رضا باش وز قضا مگريز
ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ ! از ميان برخيز !
1 - دلم سرگشته‌ى دلبرى است كولى صفت و شورانگيز كه وعده‌ى دروغين مىدهد و عاشق‌كش و نيرنگ‌باز است . [ قتّال وضع ، تركيب ويژه‌اى است كه دو معنى حد اقل مىتوان براى آن در نظر گرفت : 1 - آن كه سر و وضع و ظاهرى چون قاتلان دارد ؛ 2 - كسى كه قتّال بودن در وجود او نهاده شده است . بنابراين قتّال وضع را ، قتّال سرشت و نهايتا قتّال عاشقان و عاشق‌كش معنى كرده‌ايم . ] 2 - هزار جامه و خرقه كه نشان تقوا و پرهيز است ، فداى پيرهن چاك‌خورده‌ى ماهرويان باد . [ در مقام انتقاد از زهد و تقواى ريايى ، مىگويد : ارزش پيراهن ماهرويان از هزار جامه كه زاهدان و صوفيان مىپوشند و آلوده به رياست ، بهتر است ! ] 3 - خيال خال تو را با خود به گور خواهم برد تا از بوى خوش خال تو خاك گورم مانند عبير بويا شود . [ عبير ماده‌ى سياه خوش‌بويى است . ازاين‌رو شاعر خال يار را به عبير مانند كرده و بر آن ترجيح داده است . مىگويد : حتى خيال خال تو خاك را خوش‌بو مىكند ! واج‌آرايى بيت بر اساس حرف « خ » شايسته‌ى توجه است . ]