تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
روى او بزند و او را از خواب آلودگى و غفلت برهاند . ] 5 - اين چه آهنگى بود كه مطرب در پرده نواخت كه بر اثر آن ، مست و هشيار با هم مىرقصند ؟ [ پرده ، ايهام دارد : 1 - آهنگ و دستگاه موسيقى ( مانند دستگاه شور ) 2 ساتر و حجاب . در اين صورت ، در پرده ، يعنى پنهانى . ] 6 - بر اثر افيونى كه ساقى در شراب ريخت ، مىگساران ، سر و سربند خود را از هم نمىشناسند ! [ يعنى آن چنان مستند كه هم سربند و دستار و هم سر را به كنارى افكنده‌اند . صوفيان ، در حين سماع و رقص ، از شدت سرمستى ، دستار از سر مىافكنده‌اند . سر در اينجا مجازا به معنى خرد و هوش نيز هست . ] 7 - به اسكندر آب‌حيات نمىبخشند . اين كار به زور و زر ممكن نمىشود . [ بلكه بايد آب‌حيات قسمت و روزى كسى باشد ؛ آن چنان كه قسمت خضر بود و او توانست به آب چشمه‌ى زندگى راه يابد و از آن بنوشد . ] 8 - بيا و سرگذشت اهل درد را در لفظى اندك و معنايى گسترده بشنو . [ يعنى شعر من ، در نهايت ايجاز و اختصار سرگذشت عاشقان را بازمىگويد . ] 9 - زيباروى چينى دشمن دين و دل‌هاست ! خداوندا دل و دينم را در برابر اين زيبارويان حفظ كن ! [ ضمن آن كه بت استعاره از زيباروست ، به اين نكته نيز اشاره دارد كه چينيان در بت‌تراشى ، پيكرتراشى و نقاشى چيره‌دست بوده‌اند . ] 10 - اسرار مستى را با بىخبران در ميان منه ؛ با تصوير نقش بسته بر ديوار از جان و روح سخن مگو . [ مستوران ، به معناى پوشيدگان است . در اينجا مقصود از مستوران ، زاهدان و همه‌ى بىخبران از عشق است . مصراع دوم تمثيلى است در توضيح مصراع اول . مىگويد : با مستوران از مستى سخن گفتن مانند آن است كه با نقش ديوار - كه بىجان است - از روح و جان سخن بگوييم . ] 11 - به خجستگى و بركت حكومت شاه منصور ، حافظ در سرودن شعر آوازه و شهرت يافت . [ اشاره دارد به حكومت شاه منصور مظفرى كه از شاهان مورد علاقه و ممدوح شاعر و آخرين فرمانرواى آل مظفر بوده كه در سال‌هاى پايان عمر خود با امير تيمور جنگيد و كشته شد . ] 12 - پادشاهى كه در حق بندگان و رعاياى خود بزرگوارى كرد . خداوندا او را از آفات دور و محفوظ بدار .