روى او بزند و او را از خواب آلودگى و غفلت برهاند . ]
5 - اين چه آهنگى بود كه مطرب در پرده نواخت كه بر اثر آن ، مست و هشيار با هم مىرقصند ؟
[ پرده ، ايهام دارد : 1 - آهنگ و دستگاه موسيقى ( مانند دستگاه شور ) 2 ساتر و حجاب . در اين صورت ، در پرده ، يعنى پنهانى . ]
6 - بر اثر افيونى كه ساقى در شراب ريخت ، مىگساران ، سر و سربند خود را از هم نمىشناسند ! [ يعنى آن چنان مستند كه هم سربند و دستار و هم سر را به كنارى افكندهاند . صوفيان ، در حين سماع و رقص ، از شدت سرمستى ، دستار از سر مىافكندهاند . سر در اينجا مجازا به معنى خرد و هوش نيز هست . ]
7 - به اسكندر آبحيات نمىبخشند . اين كار به زور و زر ممكن نمىشود . [ بلكه بايد آبحيات قسمت و روزى كسى باشد ؛ آن چنان كه قسمت خضر بود و او توانست به آب چشمهى زندگى راه يابد و از آن بنوشد . ]
8 - بيا و سرگذشت اهل درد را در لفظى اندك و معنايى گسترده بشنو . [ يعنى شعر من ، در نهايت ايجاز و اختصار سرگذشت عاشقان را بازمىگويد . ]
9 - زيباروى چينى دشمن دين و دلهاست ! خداوندا دل و دينم را در برابر اين زيبارويان حفظ كن ! [ ضمن آن كه بت استعاره از زيباروست ، به اين نكته نيز اشاره دارد كه چينيان در بتتراشى ، پيكرتراشى و نقاشى چيرهدست بودهاند . ]
10 - اسرار مستى را با بىخبران در ميان منه ؛ با تصوير نقش بسته بر ديوار از جان و روح سخن مگو . [ مستوران ، به معناى پوشيدگان است . در اينجا مقصود از مستوران ، زاهدان و همهى بىخبران از عشق است . مصراع دوم تمثيلى است در توضيح مصراع اول . مىگويد : با مستوران از مستى سخن گفتن مانند آن است كه با نقش ديوار - كه بىجان است - از روح و جان سخن بگوييم . ]
11 - به خجستگى و بركت حكومت شاه منصور ، حافظ در سرودن شعر آوازه و شهرت يافت .
[ اشاره دارد به حكومت شاه منصور مظفرى كه از شاهان مورد علاقه و ممدوح شاعر و آخرين فرمانرواى آل مظفر بوده كه در سالهاى پايان عمر خود با امير تيمور جنگيد و كشته شد . ]
12 - پادشاهى كه در حق بندگان و رعاياى خود بزرگوارى كرد . خداوندا او را از آفات دور و محفوظ بدار .
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٣٩٥