تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
است ؟ [ روزگار و زمانه را به گلشنى مانند كرده كه از آن هرگز بوى وفايى به مشام نمىرسد . از بىوفايى دنياست كه عاشق از كوى يار محروم مىماند ! ] 8 - ساقى ، بيا كه عشق با صداى بلند ندا مىدهد : هركس كه قصهء ما را مىگويد ، آن را از خود ما شنيده است . [ يعنى خود او نيز عاشق است . زيرا كه قصهء عشق آموختنى نيست بايد عاشق بود و قصه و راز عشق را دريافت و آن را براى ديگران بازگفت . سخن زيباى سنايى در تأييد همين معناست كه گفت :
اى بىخبر از سوخته و سوختنى * عشق آمدنى بود ، نه آموختنى ! ]
9 - فقط امروز نيست كه ما پنهانى و در زير خرقه شراب مىكشيم ( حمل مىكنيم ) ؛ بلكه پير ميكده صد بار اين حكايت را شنيده است . [ در نسخه‌ى قزوينى ، مصراع اول اين بيت و بيت ديگر ، به اين ترتيب آمده است : « ما باده زير خرقه نه امروز مىخوريم » / « ما مِى به بانگ چنگ نه امروز مىكشيم » . بىشك ، اين سهو قلم كاتب است . زيرا زير خرقه شراب خوردن تعبير مناسبى نيست . همچنين است با صداى چنگ باده كشيدن . ازاين‌رو ، اين دو مصراع را مطابق نسخه‌ى خانلرى آورده‌ايم . ] 10 - تنها امروز نيست كه ما با همراهى نغمه‌ى چنگ شراب مىنوشيم ، بلكه بارها صداى چنگ ما - هم‌زمان با نوشيدن شراب - در آسمان پيچيده است ! 11 - پند حكيمان ، صواب محض و عين خير و نيكى است . خجسته باد كسى كه سخن صواب را به گوش رضا بشنود ! 12 - حافظ ! وظيفه‌ى تو دعا گفتن است و بس . در بند و مقيد به آن نباش كه مخاطب و ممدوح تو آن را مىشنود يا نمىشنود !

245 - پيغام اهل راز

معاشران گره از زلفِ يار باز كنيد * شبى خوش است بدين قصّه‌اش دراز كنيد
حضورِ خلوت انس است و دوستان جمعند * و ان يكاد بخوانيد و در فراز كنيد
رباب و چنگ به بانگِ بلند مىگويند * كه گوش هوش به پيغام اهلِ راز كنيد
به جانِ دوست كه غم پرده بر شما نَدَرَد * گر اعتماد بر الطافِ كارساز كنيد
ميانِ عاشق و معشوق فرق بسيار است * چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد
نخست موعظه‌ى پير صحبت اين حرف است * كه از مصاحبِ ناجنس احتراز كنيد
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 392 | شمس الدين حافظ