تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
هر آن كسى كه در اين حلقه نيست زنده به عشق * بر او نمرده به فتواىِ من نماز كنيد
و گر طلب كند انعامى از شما حافظ * حوالتش به لبِ يارِ دلنواز كنيد
1 - ياران ، گره از گيسوى يار بازگشاييد و اين شب خوش را با قصهء گيسوى يار طولانى كنيد . [ ايهام پنهان و دل‌نشينى در « اين قصه » هست : نخست آن كه با سخن گفتن از قصهء گيسوى يار ، شب را طولانىتر و محفل را شيرين‌تر كنيد و ديگر آن كه سياهى گيسوى بلند يار را به تاريكى شب بيفزاييد تا شب طولانىتر شود . اين جنبه از جهت تصويرپردازى شاعرانه ، بسيار ظريف و زيباست ! برخى شارحان و صاحب‌نظران بحث‌هاى مبسوطى در خصوص اين بيت مطرح كرده‌اند ، كه اشاره به آن‌ها در اينجا ضرورتى ندارد . ] 2 - دوستان جمعند و در خلوتگاه انس و الفت حضور يافته‌اند . در چنين فضاى صميمانه‌اى ، « و ان يكاد » بخوانيد و در را به روى بيگانه ببنديد . [
« وَ إِنْ يَكادُ »
به آيه‌ى 51 از سوره‌ى قلم اشاره دارد كه بسيار مشهور است و در مقام دفع زخم چشم و به عنوان دعا مىخوانند . ] 3 - رباب و چنگ با صداى بلند مىگويند كه با دقت تمام پيام اهل راز را گوش كنيد . [ يعنى پيام اهل راز در صداى رباب و چنگ منعكس شده است و اگر به گوش هوش بشنويم ، آن پيام را - كه همان پيام عشق است - در مىيابيم . ] 4 - به جان دوست قسم كه غم عشق ، راز شما را افشا نخواهد كرد هرگاه به الطاف بىپايان خداوند كارساز اعتماد كنيد . [ يعنى اگر به الطاف خداوند اعتماد و تكيه كنيد ، غم عشق را تحمل خواهيد كرد و رازتان برملا نخواهد شد . ] 5 - ميان عاشق و معشوق ، فرق بسيار است . بنابراين هنگامى كه معشوق ناز مىكند ، شما بايد اظهار عجز و نياز كنيد . 6 - نخستين پند پير و مرشد همنشين با سالك اين است كه از همنشين نامتناسب بپرهيزيد . [ ناجنس ، يعنى آن كه جنس شخصيت و خلق و خوى او متفاوت و ناهماهنگ است و مقصود از پير صحبت ، پير و مرشدى است كه سالك با او همنشين مىشود . ] 7 - هركس از اين جمع كه عشق را درك نكرده و زندگىاش با عشق درنياميخته ، مرده است ! و من فتوا مىدهم كه براى او نماز مرده بخوانيد - اگر چه ظاهرا زنده است - [ خواجه ، اين معنا را در بيتى ديگر ، به گونه‌اى ديگر گفته است : هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما ! ] 8 - بارى ؛ اگر حافظ از شما انعام و بخششى درخواست كند ، او را به بوسه‌اى از لب يار دل‌نواز حواله كنيد !