تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
1 - در گذشته ، بيش از امروز به فكر عاشقانت بودى و مهرورزى و اظهار علاقه‌ى تو نسبت به ما ( عاشقانت ) شهرت فراگير داشت . 2 - يادش به خير آن شب‌هايى كه با دلبران شيرين‌لب همنشين بوديم و از راز عشق سخن مىگفتيم و از جمع عاشقان ياد مىكرديم . 3 - پيش از آن كه اين آسمان سبزگون و اين سقف لاجوردى بر افراشته شود ، طاق ابروى جانان تماشاگه من بود . [ مقصود ، ازلى بودن عشق در نهاد انسان است . مىگويد : خم ابروى يار ، پيش از آن كه آسمان آفريده شود ، نظرگاه من بوده و چشم من هميشه به جمال يار گشوده شده است . اين مضمون را در بيتى ديگر نيز گفته است :
نبود نقش دو عالم كه رنگ الفت بود * زمانه طرح محبت نه اين زمان انداخت
و سعدى ، به زبانى ديگر و شفاف‌تر سروده :
عشق من بر گل رخسار تو امروزى نيست * دير سالى است كه من بلبلى اين بستانم . ]
4 - عهد و پيمان مهر و دوستى ما - پيمان عشق ما - از روز ازل تا روز ابد يكسان و ثابت بوده است . [ يعنى ما بر آن پيمان كه در روز ازل بسته‌ايم ( پيمان الست ) ، تا روز قيامت وفادار هستيم . ] 5 - اگر معشوق ، سايهء لطفى بر سر عاشقان خود افكند ، بديهى است ( مگر چه اشكالى دارد ؟ ) زيرا كه از آغاز ما نيازمند او بوديم و او مشتاق ما بود ! 6 - گرچه حسن و خوبى زيبارويان مجلس ، دل و دين را مىبرد ، ولى ما بيشتر درباره‌ى لطافت طبع و اخلاق خوب آنان بحث مىكرديم . 7 - بر درگاه شاه ، درويشى نكته‌ى جالبى را براى من ( يا خطاب به من ) به كار برد . گفت : بر سر هر سفره‌اى كه نشستم ، روزىدهنده‌ى واقعى خدا بود . [ مقصود آن است كه درويش ، مرا از روى آوردن به دربار شاهان بازداشت و گفت : روزى پادشاه را هم خدا مىدهد . ] 8 - اگر رشته‌ى تسبيح پاره شد ، مرا معذور بدار ؛ زيرا كه دستم در دست ساقى سيمين پيكر بود ! [ نسخه‌ى قزوينى در مصراع دوم به جاى « ساعد » ، « دامن » ضبط كرده كه از جهت ارتباط معنايى اجزاى كلام چندان مناسب به نظر نمىرسد . ساعد ، مطابق نسخه‌ى خانلرى است . ] 9 - اگر در شب قدر ، شراب صبوحى نوشيده‌ام ، بر من خرده مگير ! زيرا كه يار با نشاط و سرخوش از راه رسيد و جام صبوحى هم بر روى طاقچه آماده بود ! [ يعنى ، همه‌ى شرايط ناگهان آماده شد و بىاختيار به صبوحى زدن روى آوردم ! ] 10 - شعر حافظ ، در آن هنگام كه آدم در بهشت مىزيست ، بر برگ گل نسرين و گل سرخ نوشته مىشد و زينت‌بخش گل‌ها بود ! [ گل را به سبب برگ برگ بودن گلبرگ‌هايش به دفتر تشبيه كرده است . ]