تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
حالت است : نخست ، مستور و پنهان بودن شراب در خم ؛ ديگر ، ممنوع بودن شراب‌نوشى كه در دوره‌هايى از زندگى حافظ توسط حاكمان اعمال مىشده و در هر دو حال ، شراب در پرده و در حالت مستورى بوده است . بنابراين ، توبه ز مستورى كرد ، يعنى از پنهان بودن و از ممنوعيت خارج شد و از محتسب اجازه‌ى ظاهر شدن در محافل و مجالس را يافت . پارادوكس زيبايى كه در اين بيت هست ، اين است كه دختر رز از مستورى ، يعنى نجابت و پوشيدگى توبه كرده است ، در حالى كه توبه‌ى واقعى بايد از دستورى ( - روسپيگرى ) باشد . ] 2 - دختر رز ، از پس پرده به درون مجلس آمد ، تا مىگساران نگويند كه چرا پنهان است . عرق از چهره‌ى او پاك كنيد . [ در نسخه‌ى خانلرى ، مصراع دوم چنين است : تا بگويد به حريفان كه چرا دورى كرد . و اين ضبط ، بر متن ترجيح دارد . يعنى دختر رز از پس پرده به مجلس آمده تا به مىگساران بگويد كه چرا تا كنون پنهان و دور از چشم حريفان و مىگساران بوده است . ] 3 - اى دل ، مژدگانى بده كه بار ديگر مطرب عشق ، آهنگى نشاطآور نواخت و ما را از خمارى نجات داد . [ مطرب عشق ، تشبيه است . عشق را به مطربى مانند كرده كه آهنگ‌هاى شادىبخش مىنوازد . مىتوان مطرب عشق را ، مطرب و نوازندهء آهنگ عشق نيز معنى كرد . راه به معناى آهنگ و دستگاه است و مستانه ( علاوه بر معنى اصلى آن ) نام يكى از الحان موسيقى نيز بوده است . ] 4 - شراب ، چنان رنگ و اثرى بر خرقه‌ى زاهد نهاده كه نه تنها با هفت بار آب كشيدن ، بلكه با صد بار آتش زدن هم از بين نمىرود . 5 - از نسيم كوى دوست ، بوى وصال به مشامم رسيد ، بلبل [ مانند غنچه‌اى كه بر اثر وزش نسيم شكوفا مىشود ] ؛ با ديدن برگ گل سرخ ، به نشاط آمد . [ نسخه‌ى خانلرى ، مصراع اول را چنين ضبط كرده است : نه شگفت ار گل طبعم ز نسيمش بشكفت ، كه از جهت ارتباط معنايى دو مصراع بسيار مناسب‌تر است و به متن حاضر ترجيح دارد . ] 6 - حافظ ، فروتنى و افتادگى را ترك مكن ؛ زيرا كه حسود ، آبرو و مال و دل و دين خود را به سبب تكبّر و خودبينى از دست داد .

143 - جام جم

سال‌ها دل طلب جامِ جم از ما مىكرد * وانچه خود داشت ز بيگانه تمنّا مىكرد
گوهرى كز صدفِ كون و مكان بيرون است * طلب از گم‌شدگان لبِ دريا مىكرد