تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
جام شراب نيز از آن بر مىآيد . ترك فلك را - با معناى زيباروى فلك - مىتوان استعاره از ماه و خورشيد نيز گرفت . زيرا كه حركت ماه و خورشيد هم موجب گذشت ماه و سال مىشود . ] 2 - كسى پاداش روزه را مىگيرد و حجّش پذيرفته مىشود كه خاك ميكده‌ى عشق را زيارت كرده باشد . [ عشق را به ميكده‌اى مانند مىكند كه بدون آن ، روزه و حج پذيرفته و مأجور نيست . ] 3 - جاى اصلى ما گوشه‌ى خرابات است ؛ خدا خير دهد به كسى كه خرابات را بنياد نهاد و ساخت . 4 - بهاى شراب سرخ ، جوهر عقل است . ( پس ، به بهاى عقل شراب بنوش ) ؛ زيرا كسى كه چنين تجارتى كند ، سود برده است . 5 - كسى مىتواند در خم ابروان محراب‌گون يار نماز بخواند كه با خون جگر وضو سازد . [ يادآور سخن منسوب به حسين حلاج است كه گفت : نماز عشق دو ركعت است و وضوى آن درست نخواهد بود مگر با خون انجام شود ! ] 6 - فرياد كه امروز شيخ شهر با چشمان افسونگر خود به دردكشان از روى حقارت نگاه كرد . [ نرگس ، استعاره از چشم و جمّاش صفت آن به معنى فريبكار و حيله‌گر است و دردكشان ، همان رندان خراباتى هستند . ] 7 - به چهره‌ى يار نظر كن و سپاسگزار چشم خود باش ؛ زيرا كه انسان با تجربه از روى بينش و بصيرت به هر چيز مىنگرد . 8 - سخن عشق را از حافظ بشنو نه از واعظ ؛ هر چند كه واعظ مىكوشد تا در سخن خود صنعت و فن سخنورى بسيار به كار برد !

132 - خون دختر رز

به آبِ روشنِ مىْ عارفى طهارت كرد * على الصّباح كه ميخانه را زيارت كرد
همين‌كه ساغرِ زرّينِ خور نهان گرديد * هلالِ عيد به دورِ قدح اشارت كرد
خوشا نماز و نيازِ كسى كه از سرِ درد * به آبِ ديده و خونِ جگر طهارت كرد
امام خواجه كه بودش سرِ نمازِ دراز * به خونِ دختر رز خرقه را قصارت كرد
دلم ز حلقه‌ى زلفش به جان خريد آشوب * چه سود ديد ندانم كه اين تجارت كرد
اگر امام جماعت طلب كند امروز * خبر دهيد كه حافظ به مى طهارت كرد
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 235 | شمس الدين حافظ