تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
6 - نسيم صبحگاهى خوش باد كه درد شب‌زنده‌داران را دوا كرد . 7 - گل را شكوفا و سنبل را نوازش كرد و برگ‌هاى غنچه را از هم گشود . [ به نسيم صبحگاهى ، گل ، سنبل و غنچه شخصيت بخشيده ، از نسيم سپاسگزارى و براى او آرزوى خوشى مىكند كه با كشيدن نقاب از چهره‌ى گل ، دست كشيدن به زلف سنبل و باز كردن بند قباى غنچه ، مرهمى بر دل داغدار عاشقان نهاده است . ] 8 - بلبل عاشق به هر سو مىپرد و از عشق گل فرياد مىزند و در اين ميان باد صبا با گل به گفت‌وگو و همنشينى مىپردازد [ و در اين ميان از فرصت بهره مىبرد ! ] 9 - به كوى مىفروشان مژده ببر كه حافظ از زهد ريايى توبه كرد . 10 - از ميان بزرگان شهر ، تنها مايه‌ى كمال دولت و دين ، يعنى ابو الوفاى شيرازى نسبت به من وفادارى كرد .

131 - خاك ميكده‌ى عشق

بيا كه تركِ فلك ، خوانِ روزه غارت كرد * هلالِ عيد به دورِ قدح اشارت كرد
ثوابِ روزه و حجّ قبول آن‌كس برد * كه خاكِ ميكده‌ى عشق را زيارت كرد
مقامِ اصلى ما گوشه‌ى خرابات است * خداش خير دهاد آن كه اين عمارت كرد
بهاىِ باده‌ى چون لعل چيست ؟ جوهر عقل * بيا كه سود كسى برد كاين تجارت كرد
نماز در خَمِ آن ابروان محرابى * كسى كند كه به خونِ جگر طهارت كرد
فغان كه نرگس جمّاش شيخ شهر امروز * نظر به دُردكشان از سر حقارت كرد
به روىِ يار نظر كن ز ديده منّت دار * كه كار ديده نظر از سرِ بصارت كرد
حديثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ * اگر چه صنعتِ بسيار در عبادت كرد
1 - بيا كه آسمان ، مانند ترك غارتگر ، سفره‌ى ماه روزه را غارت كرد و هلال ماه نو به انحناى جام شراب اشاره دارد . [ آسمان را كه با گردش خود موجب گذشت ماه و سال مىشود ، به ترك غارتگر تشبيه مىكند و ماه روزه را به سفره‌اى كه اين ترك - يعنى آسمان - آن را غارت كرده است . از سوى ديگر ، هلال ماه در ذهن شاعر قوس و انحناى جام شراب را تداعى مىكند . حاصل كلام اين است كه با پايان يافتن ماه روزه ، زمان توجه به جام شراب فرا رسيده است . دور قدح ، ايهام دارد و معناى گردش
ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 234 | شمس الدين حافظ