تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( روزگار ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
1 - به راستى كه بهتر و خوش‌تر از شادى ، همنشينى با ياران و بهره‌مندى از باغ و بهار ، چيزى نيست . ( حال كه چنين است ) پس ، ساقى كجاست و چرا ما را در انتظار نگه داشته است ؟ 2 - هر لحظه‌ى خوشى كه به دست آيد ، آن را ارزشمند بدان . زيرا كسى از سرانجام كار و زندگى آگاه نيست . 3 - آگاه باش كه رشته‌ى عمر و زندگى به مويى بسته است . بنابراين غم‌خوار خود و به فكر خود باش ، چرا غصّه‌ى روزگار را مىخورى ؟ 4 - معنى واقعى آب‌زندگى و باغ بهشت ، نشستن در كنار جويبار و نوشيدن شراب است و بس . [ بنابراين ، اگر روش ديگرى در پيش بگيرى ، معناى واقعى زندگى را در نيافته‌اى ! ] 5 - چون پرهيزگاران و مستان ، همه از يك قبيله و نژادند ، ما به كدام يكدل بسپاريم ؟ انتخاب بهتر كدام است ؟ [ به تناسب و تشابه لفظى مستور و مست هم شاعر گوشه‌ى چشمى دارد . مىگويد : مستور ، همان مست است كه پسوند « ور » بدان افزوده شده ، پس گويى از يك ريشه‌اند ! ] 6 - حتى ، آسمان هم از راز آفرينش - از درون پرده - آگاه نيست . پس اى مدّعى خاموش باش چرا با آسمان جدل و ستيزه مىكنى ؟ [ شاعر ، در يك تصوير خيالى ، آسمان را مانند پرده‌اى مىبيند كه جهان غيب را از چشم ما پنهان نگه داشته است . پس ، راز درون پرده يعنى : آنچه در آن سوى آسمان ، در ماوراى طبيعت و در پرده‌ى غيب است ؛ يعنى راز آفرينش . از سوى ديگر ، به آسمان شخصيت بخشيده و آن را پرده‌دار و نگهبان جهان غيب مىداند كه خود ، از آن سوى پرده بىخبر است و نهايت ، مقصود از مدّعى ، ستاره‌شناسى است كه به مطالعه‌ى آسمان مىپردازد و با كنجكاوى و جست و جوى خود ، گويى قصد ستيز با آسمان را دارد . برخى شارحان ، پرده‌دار را كنايه از خداوند دانسته‌اند و نزاع مدعى را دخالت در راز آفرينش و ستيز با خداوند به شمار آورده‌اند كه نظرى چندان صائب به نظر نمىرسد . ] 7 - اگر فراموش كارى و گناه بنده موجب عبرت گرفتن او ( و بازگشت از گناه يعنى توبه ) نشود ، پس بخشش و مهربانى خداوند چه معنى دارد ؟ [ نخستين معنى اعتبار ، عبرت گرفتن است . ضمير « ش » نيز به « بنده » بازمىگردد . بنابراين رو ساخت ديگر جمله‌ى نخست بيت اين است : سهو و خطاى بنده اگر ( موجب ) اعتبارش ( عبرتش ) نيست . و مقصود آن است كه خداوند انسان گناهكار را مىبخشد براى اين كه او توبه و ترك خطا كند ، نه آن كه دوباره گناه كند . حال اگر انسان گناهكار از گناهى كه مرتكب شده و از آمرزش حق عبرت نگيرد ، معنى عفو و رحمت خداوند مخدوش شده است . جالب توجه است كه شارحان عموما معناى دوم اعتبار ( - ارزش و آبرو ) را در نظر گرفته و معناى مخدوشى ارائه كرده‌اند . اين نكته درباره‌ى نسخه‌هايى كه مصراع اول را اين گونه ضبط كرده‌اند : سهو و خطاى بنده گرش هست اعتبار ، نيز صادق است . ]