به تو ، از نگهبانان و دوست داران تو پنهان كنم ! [ رقيب ، ضمن حفظ معناى اصلى در مفهوم تاريخى خود ( يعنى مراقب و نگهبان ) به معناى امروزى آن ، يعنى ديگر عاشقان يك معشوق نيز در اينجا منظور نظر هست . ]
3 - آرزو دارم در شب قدرى اين گونه شريف و ارجمند تا سحرگاه در كنار تو باشم .
4 - وه كه آرزو مىكنم در شب تاريك ، چنين دردانهى ظريفى را سوراخ كنم . [ با توجه به صفت اشارهى چنين ، ممكن است منظور از دردانهى نازك ، همين غزلى باشد كه شاعر مىسرايد . و با توجه به رابطهى عمودى ابيات و اين كه در بيت پيش از شب وصل سخن در ميان بود ، اين بيت مىتواند به مراسم شب زفاف ناظر باشد . ]
5 - اى صبا ، امشب يارىام كن كه آرزو دارم سحرگاه مانند گل شكوفا شوم .
6 - آرزو مىكنم خاك راه تو را با مژگان خود برويم و به آن افتخار كنم .
7 - و آرزو دارم كه مانند حافظ - بر خلاف پسند مدعيان - شعر رندانه بگويم .
43 - دير كهن
صحنِ بستان ذوقبخش و صحبت ياران خوش است * وقتِ گل خوش باد كز وى وقتِ مىخواران خوش است
از صبا هر دم مشام جانِ ما خوش مىشود * آرى آرى طيب انفاسِ هواداران خوش است
ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز كرد * ناله كن بلبل كه گل بانگِ دلافگاران خوش است
مرغِ خوشخوان را بشارت باد كاندر راه عشق * دوست را با نالهى شبهاىِ بيداران خوش است
نيست در بازار عالم خوشدلى ور زانكه هست * شيوهى رندىّ و خوش باشىِّ عيّاران خوش است
از زبانِ سوسنِ آزادهام آمد به گوش * كاندر اين ديرِ كهن كارِ سبك باران خوش است
حافظا تركِ جهان گفتن طريق خوشدليست * تا نپندارى كه احوال جهانداران خوش است
1 - فضاى باغ و بوستان ، ذوق نشاط مىبخشد و همنشينى با ياران خوش است . گل ، شاد باد كه با حضور او روزگار مىگساران به خوشى مىگذرد .
2 - بر اثر وزش باد صبا ، هر لحظه مشام جان ما طراوت و خوشى مىيابد . آرى ، آرى پاكى نفس ياران - كه در باد صبا نهفته است - بسيار خوش و دلنشين است .