اقبال كه باد با تو دايم * در بزم رهينه پرده دارت
آراسته چون بهشت گيتى * از كوشش تيغ آبدارت
تا چرخ بپاست دور دورت * تا دهر بجاست كار كارت
جاويد بعون جاه و عزت * بادا همه چيز بر قرارت
آسوده چو حافظند خلقى * در سايهء بخت كامكارت
كارت همه حفظ ملك و دين باد * تا باد هميشه اين چنين باد
ك - ترجيع بند
1 -
اى داده بباد ، دوستدارى * اين بود وفا و عهد يارى
آخر دل ريش دردمندم * تا چند بدست غم سپارى
از زلف تو حاصلى نديدم * جز شيفتگى و بىقرارى
اى جان عزيز بر ضعيفان * تا چند كنى جفا و خوارى
هر چند كه سوختى بجورم * كردم من خسته سازگارى
گفتم مگر از سر ترحم * دست از ستم و جفا بدارى
چون نيست اميد آنكه روزى * بر عاشق خسته رحمت آرى
آن به كه ز صبر رخ نتابم * باشد كه مراد دل بيابم
2 -
اى ساقى از آن مى شبانه * در ده دو سه جام عاشقانه
تا در سر من ز عقل باقيست * از دست مده مى مغانه
برداشتهاند صوت داود * مرغان چمن ز آشيانه
اى مطرب ما تو نيز يكدم * مگذار ز كف دف و چغانه
بر گوى به ياد وصل جانان * چون عود بسوز دل ترانه
مى نوش تو حافظا به شادى * تا چند خورى غم زمانه
ديريست كه آتش غم دل * در سينه همىكشد زبانه